cuppa

[ایالات متحده]/'kʌpə/
[بریتانیا]/'kʌpə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فنجان چای؛ یک فنجان
Word Forms
جمعcuppas

عبارات و ترکیب‌ها

a cuppa tea

یک فنجان چای

a cuppa coffee

یک فنجان قهوه

enjoying a cuppa

لذت بردن از یک فنجان

a quick cuppa

یک فنجان سریع

a relaxing cuppa

یک فنجان آرامش بخش

have a cuppa

یک فنجان داشته باشید

a lovely cuppa

یک فنجان زیبا

جملات نمونه

let's have another cuppa tea.

بیایید یک فنجان چای دیگر بنوشیم.

This convenient flower tea bags are specially designed for working group who wants to have a cuppa tea without hassel.

این کیسه‌های چای گل راحت و کاربردی به طور خاص برای گروه های کاری طراحی شده اند که می خواهند بدون زحمت یک فنجان چای بنوشند.

I enjoy a cuppa tea in the morning.

من از نوشیدن یک فنجان چای در صبح لذت می برم.

Let's have a cuppa coffee together.

بیایید با هم یک فنجان قهوه بنوشیم.

She always offers visitors a cuppa when they arrive.

او همیشه وقتی مهمانان می رسند، به آنها یک فنجان چای پیشنهاد می دهد.

Would you like a cuppa before we start the meeting?

آیا می خواهید قبل از شروع جلسه یک فنجان چای بنوشید؟

I'll make us a cuppa hot chocolate to warm up.

من برای گرم شدن یک فنجان شکلات داغ درست می کنم.

He prefers a cuppa green tea over black tea.

او ترجیح می دهد یک فنجان چای سبز را به چای سیاه ترجیح دهد.

After a long day, nothing beats a cuppa relaxing herbal tea.

بعد از یک روز طولانی، هیچ چیز بهتر از یک فنجان چای گیاهی آرامش بخش نیست.

Let's grab a cuppa and catch up on each other's lives.

بیایید یک فنجان بنوشیم و از احوال یکدیگر باخبر شویم.

I always start my day with a cuppa of freshly brewed coffee.

من همیشه روز خود را با یک فنجان قهوه تازه دم آغاز می کنم.

She enjoys a cuppa with a good book in the evening.

او از نوشیدن یک فنجان با یک کتاب خوب در شب لذت می برد.

نمونه‌های واقعی

Let's have a cuppa and a bickie too.

بیایید یک فنجان چای و یک بیسکویت هم داشته باشیم.

منبع: Grandpa and Grandma's English and American Pronunciation Class

Let's have a cuppa and a chockie bickie.

بیایید یک فنجان چای و یک بیسکویت شکلاتی داشته باشیم.

منبع: Grandpa and Grandma's English and American Pronunciation Class

I'm sure if I've offered him a cuppa once, I've offered it a hundred times.

مطمئنم اگر یک بار به او پیشنهاد فنجان چای داده ام، آن را صد بار پیشنهاد کرده ام.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Now, to have a cuppa is to have a cup of tea.

حالا، داشتن یک فنجان چای به معنای داشتن یک فنجان چای است.

منبع: Elliot teaches British English.

Now, another one I expect probably most of you know is " cuppa" , " cuppa" .

حالا، یکی دیگر که انتظار دارم بیشتر شما بدانید " فنجان چای "، " فنجان چای ".

منبع: Elliot teaches British English.

" Bin havin'a cuppa with Olympe, " Hagrid said.

" دارم با المپ با فنجان چای، " هاگرید گفت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Cuppa, it means a cup of tea.

فنجان چای، به معنای یک فنجان چای است.

منبع: Sara's British English class

We have: fancy a cuppa, turns out and how come.

ما داریم: فنجان چای، مشخص می شود و چطور.

منبع: Learn English by following hot topics.

" Told yeh, nuthin, " said Hagrid firmly. " Want a cuppa? "

" بهت گفتم، هیچ چیز، " هاگرید با اطمینان گفت. " می خواهید یک فنجان چای؟"

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

And after all that, I'm really looking forward to my cuppa.

و بعد از همه آن ها، من واقعا منتظر فنجان چای خودم هستم.

منبع: Professional British Pronunciation Video Course

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید