curettage

[ایالات متحده]/ˈkjʊə.rɪ.tɑːʒ/
[بریتانیا]/ˈkjʊr.ɪ.tɑːʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روش جراحی برای برداشتن بافت از یک حفره بدن
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

curettage procedure

روش نمونه‌برداری

curettage technique

تکنیک نمونه‌برداری

curettage method

روش نمونه‌برداری

curettage sample

نمونه نمونه‌برداری

curettage indication

نشانه‌های نمونه‌برداری

curettage results

نتایج نمونه‌برداری

curettage risks

خطرات نمونه‌برداری

curettage complications

عوارض نمونه‌برداری

curettage follow-up

پیگیری نمونه‌برداری

جملات نمونه

the doctor recommended curettage to remove the tissue.

پزشک کورتژ را برای برداشتن بافت توصیه کرد.

curettage is often performed after a miscarriage.

کورتژ اغلب بعد از سقط جنین انجام می شود.

she underwent curettage for her health issues.

او به دلیل مشکلات سلامتی تحت کورتژ قرار گرفت.

curettage can help prevent complications.

کورتژ می تواند به جلوگیری از عوارض کمک کند.

the procedure of curettage was explained to her.

روش کورتژ برای او توضیح داده شد.

recovery after curettage usually takes a few days.

بهبودی پس از کورتژ معمولاً چند روز طول می کشد.

she was anxious about the curettage procedure.

او در مورد روش کورتژ مضطرب بود.

curettage is a common gynecological procedure.

کورتژ یک روش زنان باردار رایج است.

the risks of curettage were discussed in detail.

خطرات کورتژ به طور مفصل مورد بحث قرار گرفت.

after curettage, follow-up appointments are important.

پس از کورتژ، قرار ملاقات های پیگیری مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید