curfew

[ایالات متحده]/ˈkɜːfjuː/
[بریتانیا]/ˈkɜːrfjuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قانونی که از مردم می‌خواهد در ساعات مشخص، معمولاً در شب، در داخل خانه بمانند؛ زمانی که محدودیت زمانی آغاز می‌شود.
Word Forms
جمعcurfews

عبارات و ترکیب‌ها

impose a curfew

تحمیل تحریم تردد

lift the curfew

لغو تحریم تردد

curfew violation

نقض تحریم تردد

strict curfew hours

ساعات تحریم تردد سخت‌گیرانه

enforce a curfew

اجرای تحریم تردد

جملات نمونه

The city imposed a strict curfew to control the spread of the virus.

شهر یک قانون منع تردد سختگیرانه برای کنترل گسترش ویروس وضع کرد.

The curfew begins at 10 p.m. and ends at 5 a.m.

قانون منع تردد ساعت 22:00 آغاز و ساعت 5:00 به پایان می‌رسد.

Residents must stay indoors during the curfew hours.

ساکنان باید در ساعات منع تردد در داخل خانه بمانند.

Breaking curfew can result in fines or even arrest.

نقض قانون منع تردد می‌تواند منجر به جریمه یا حتی دستگیری شود.

The curfew was lifted after the situation improved.

پس از بهبود اوضاع، قانون منع تردد لغو شد.

Many businesses suffered losses due to the curfew.

بسیاری از مشاغل به دلیل قانون منع تردد متحمل خسارت شدند.

Parents worry about their children breaking curfew.

والدین نگران این هستند که فرزندانشان قانون منع تردد را نقض کنند.

The government announced a temporary curfew for safety reasons.

دولت به دلیل مسائل ایمنی، قانون منع تردد موقت را اعلام کرد.

During the curfew, only essential workers are allowed to be outside.

در طول قانون منع تردد، فقط کارکنان ضروری مجاز به حضور در خارج از منزل هستند.

Police patrol the streets to enforce the curfew.

پلیس برای اجرای قانون منع تردد در خیابان‌ها گشت می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید