curiousness

[ایالات متحده]/ˈkjʊəriəsnəs/
[بریتانیا]/ˈkjʊriəsnəs/

ترجمه

n. حالت اشتیاق به دانستن یا یادگیری چیزی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

curiousness leads

کنجکاوی منجر می‌شود

curiousness grows

کنجکاوی رشد می‌کند

curiousness thrives

کنجکاوی شکوفا می‌شود

curiousness sparks

کنجکاوی جرقه می‌زند

curiousness inspires

کنجکاوی الهام می‌بخشد

curiousness motivates

کنجکاوی انگیزه می‌دهد

curiousness invites

کنجکاوی دعوت می‌کند

curiousness explores

کنجکاوی کاوش می‌کند

curiousness questions

کنجکاوی سؤال می‌کند

curiousness expands

کنجکاوی گسترش می‌یابد

جملات نمونه

her curiousness led her to explore new places.

کنجکاوی او باعث شد مکان‌های جدید را کشف کند.

curiousness often drives scientific discovery.

کنجکاوی اغلب کشف علمی را هدایت می‌کند.

his curiousness about the universe was unquenchable.

کنجکاوی او در مورد جهان قابل خاموش کردن نبود.

children's curiousness is a natural part of learning.

کنجکاوی کودکان بخشی طبیعی از یادگیری است.

curiousness can lead to unexpected adventures.

کنجکاوی می‌تواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.

her curiousness about different cultures inspired her travels.

کنجکاوی او در مورد فرهنگ‌های مختلف سفر او را الهام بخشید.

curiousness often results in asking many questions.

کنجکاوی اغلب منجر به پرسیدن سوالات زیاد می‌شود.

his curiousness about technology kept him updated.

کنجکاوی او در مورد فناوری او را به‌روز نگه می‌داشت.

curiousness can enhance creativity and innovation.

کنجکاوی می‌تواند خلاقیت و نوآوری را افزایش دهد.

she approached the subject with a sense of curiousness.

او با حس کنجکاوی به این موضوع پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید