curves

[ایالات متحده]/[kɜːv(z)]/
[بریتانیا]/[kɝːvz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خط یا شکلی که پیچ و خرمایی دارد؛ قسمت منحنی یک خط یا سطح؛ فرم بدن یک شخص، به ویژه زمانی که جذاب باشد
v. پیچ و خرد کردن؛ به صورت منحنی حرکت کردن؛ به شکل منحنی توسعه یا تغییر دادن

عبارات و ترکیب‌ها

curves ahead

Persian_translation

body curves

Persian_translation

sharp curves

Persian_translation

curves beautifully

Persian_translation

following curves

Persian_translation

road curves

Persian_translation

curves out

Persian_translation

sweeping curves

Persian_translation

has curves

Persian_translation

جملات نمونه

the road has sharp curves ahead, so drive carefully.

جاده در پیش رو پیچ‌های تندی دارد، پس با احتیاط رانندگی کنید.

she has beautiful curves and a radiant smile.

او قوس‌های زیبا و لبخندی درخشان دارد.

the data showed a downward curve in sales figures.

داده‌ها نشان داد که در آمار فروش روند نزولی وجود دارد.

the artist skillfully captured the curves of the landscape.

هنرمند به طرز ماهرانه‌ای قوس‌های منظره را به تصویر کشید.

the mountain range features dramatic curves and peaks.

این رشته کوه دارای قوس‌ها و قله‌های چشمگیر است.

he followed the curves of the river through the valley.

او از رودخانه در طول دره پیروی کرد.

the furniture design incorporated flowing curves.

طراحی مبلمان شامل قوس‌های روان بود.

the athlete’s body had a graceful, athletic curve.

بدن ورزشکار دارای قوس ظریف و ورزشی بود.

the plot of the novel took unexpected curves.

داستان رمان پیچش‌های غیرمنتظره‌ای داشت.

the coastline boasts stunning curves and sandy beaches.

خط ساحلی دارای قوس‌های خیره‌کننده و سواحل شنی است.

the graph showed a steep upward curve in the stock market.

نمودار نشان داد که در بازار سهام یک قوس صعودی تند وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید