dado

[ایالات متحده]/'deɪdəʊ/
[بریتانیا]/'dedo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پانل دیواری یا پایه
Word Forms
زمان گذشتهdadoed
صفت یا فعل حال استمراریdadoing
قسمت سوم فعلdadoed
جمعdados
شکل سوم شخص مفردdados

عبارات و ترکیب‌ها

wooden dado

قفسه‌بندی چوبی

decorative dado

قفسه‌بندی تزئینی

painted dado

قفسه‌بندی رنگ شده

جملات نمونه

The carpenter installed a decorative dado in the dining room.

نجار یک هودو تزئینی در اتاق غذاخاری نصب کرد.

The architect designed the room with a beautiful dado to add elegance.

معمار اتاق را با یک هودوی زیبا برای افزودن ظرافت طراحی کرد.

The dado rail along the wall added a touch of sophistication to the hallway.

ریل هودو در امتداد دیوار، کمی از پیچیدگی را به راهرو اضافه کرد.

She painted the dado in a contrasting color to make it stand out.

او هودو را با رنگ متضاد رنگ آمیزی کرد تا برجسته شود.

The dado molding in the room was intricately carved with floral patterns.

قالب هودو در اتاق به طرز پیچیده‌ای با طرح‌های گل حکاکی شده بود.

The dado paneling in the library gave the room a traditional look.

پانل‌گذاری هودو در کتابخانه، به اتاق ظاهری سنتی داد.

The dado height in the hallway was chosen to match the door frames.

ارتفاع هودو در راهرو برای مطابقت با قاب در انتخاب شد.

The dado rail protected the walls from scuff marks and damage.

ریل هودو از دیوارها در برابر خراشیدگی و آسیب محافظت کرد.

The dado design in the living room complemented the overall decor of the space.

طراحی هودو در اتاق نشیمن، دکوراسیون کلی فضا را تکمیل کرد.

A dado can be a functional and decorative element in interior design.

هودو می‌تواند عنصری کاربردی و تزئینی در طراحی داخلی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید