dairy

[ایالات متحده]/ˈdeəri/
[بریتانیا]/ˈderi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لبنیات
adj. مربوط به شیر یا محصولات لبنی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdairying
جمعdairies

عبارات و ترکیب‌ها

dairy products

محصولات لبنی

dairy farm

دامداری

dairy industry

صنعت لبنیات

dairy-free

بدون لبنی

dairy substitute

جایگزین لبنی

dairy product

محصولات لبنی

dairy cattle

گاوهای شیرده

dairy produce

محصولات لبنی

dairy cow

گاو دامی

dairy farming

دامداری

dairy farmer

دامدار

dairy food

غذاهای لبنی

dairy factory

کارخانه لبنیات

جملات نمونه

the dairy section at the grocery store.

بخش لبنیات در فروشگاه مواد غذایی

vitamin B12 is found in dairy products.

ویتامین B12 در محصولات لبنی یافت می‌شود.

large farms with big dairy herds.

مزارع بزرگ با گله‌های لبنی بزرگ.

a fine treen sycamore dairy bowl.

یک کاسه لبنی sycamore چوبی زیبا.

There are many dairies in Holland.

اماکن لبنی زیادی در هلند وجود دارد.

arable farmers have to change over to dairy farming.

به کشاورزان قابل کشت باید به دامداری تغییر دهند.

soya milk is used as a substitute for dairy milk.

شیر سویا به عنوان جایگزینی برای شیر لبنی استفاده می‌شود.

He ran his father's dairy in Kent.

او کار لبنی پدرش را در کنت اداره کرد.

The dairy enriched its milk with vitamin D.

کارخانه لبنی شیر خود را با ویتامین D غنی کرد.

A dairy animal raiser shall timely clear, transport and dispose of the egesta and waste produced in raising dairy animals.

پرورش‌دهنده دام‌های لبنی باید به موقع فضولات و زباله‌های تولید شده در پرورش دام‌های لبنی را پاکسازی، حمل و دفع کند.

So it is feasible to use mice for assaying potency of the inactivated vaccine against dairy cow chlamydiosis,thus replacing target animal dairy cow.

بنابراین استفاده از موش‌ها برای تعیین پتانسیل واکسن غیرفعال شده در برابر کلامیدوز گاوهای لبنی امکان پذیر است، و جایگزین دام هدف گاوهای لبنی می‌شود.

lands that are well suited to dairy farming

زمین‌هایی که برای دامداری مناسب هستند

All passengers should be eliminated from dairy herds.

تمام مسافران باید از گله‌های دام حذف شوند.

Booklet, Wobbler, Tend Card, Calender & Dairy...

بروشور، Wobbler، کارت تمایل، تقویم و Dairy...

Most equipment on the dairy farm was purchased with the worker’s own earnings.

اکثر تجهیزات مزرعه لبنی با درآمد خود کارمند خریداری شد.

نمونه‌های واقعی

Is it scary like lactose intolerance avoid the dairy?

آیا مثل عدم تحمل لاکتوز ترسناک است که از مصرف لبنیات خودداری کنید؟

منبع: CNN 10 Student English December 2021 Collection

There are only 29 dairies in the world certified to produce this cheese.

فقط 29 کارخانه لبنی در جهان وجود دارد که گواهی تولید این پنیر را دارند.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

They also sell dairy products such as yogurt and hard cheeses.

آنها همچنین محصولات لبنی مانند ماست و پنیر سفت را می فروشند.

منبع: VOA Special English: World

So we produce a lot dairy in the UK, and in Ireland, and in Scotland.

بنابراین ما مقدار زیادی لبنیات در انگلستان، ایرلند و اسکاتلند تولید می کنیم.

منبع: Gourmet Base

Across the ages were the remains of dairy products.

در طول قرون، بقایای محصولات لبنی وجود داشت.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American February 2019 Collection

Oh, that's too much dairy. Maybe I'll have a large salad for my entree.

وای، این خیلی زیاد است. شاید برای پیش غذا یک سالاد بزرگ بخورم.

منبع: Easy_Video

Meat and dairy products were rarely given.

گوشت و محصولات لبنی به ندرت داده می شدند.

منبع: WIL Life Revelation

This is the Hudson dairy CAFO right here.

اینجا مزرعه لبنی هادسن CAFO است.

منبع: Vox opinion

Roscoe Sheller used to be a dairy farmer.

راسکوی شلر زمانی کشاورز لبنی بود.

منبع: America The Story of Us

Lactose is the sugar found in milk and dairy products.

لاکتوز قندی است که در شیر و محصولات لبنی یافت می شود.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید