dandruff

[ایالات متحده]/'dændrʌf/
[بریتانیا]/'dændrʌf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوسته‌های پوست مرده که روی پوست سر تشکیل می‌شوند
Word Forms
جمعdandruffs

عبارات و ترکیب‌ها

dandruff flakes

خوشه های پوسته

anti-dandruff shampoo

شامپوی ضد خارش

جملات نمونه

brushing a few flecks of dandruff from his suit.

در حال تمیز کردن چند تکه پوسته سر از کت و شلوارش

Every winter he has a problem with dandruff in his hair.

هر زمستان، او مشکل پوسته سر در موهایش دارد.

She has been struggling with dandruff for years.

او سال‌هاست که با پوسته سر دست و پنجه نرم می‌کند.

Using a medicated shampoo can help reduce dandruff.

استفاده از شامپو دارویی می‌تواند به کاهش پوسته سر کمک کند.

He noticed flakes of dandruff on his shoulders.

او تکه‌هایی از پوسته سر روی شانه‌هایش متوجه شد.

Regularly washing your hair can prevent dandruff.

شستشوی منظم موها می‌تواند از پوسته سر جلوگیری کند.

Some people find that stress can worsen their dandruff.

برخی از افراد متوجه می‌شوند که استرس می‌تواند پوسته سر آن‌ها را بدتر کند.

Dandruff can be embarrassing, especially if it's noticeable.

پوسته سر می‌تواند شرم‌آور باشد، به خصوص اگر قابل توجه باشد.

Dry scalp is a common cause of dandruff.

خشکی پوست سر یک علت شایع پوسته سر است.

He tried various home remedies to get rid of dandruff.

او روش‌های خانگی مختلفی را برای خلاص شدن از شر پوسته سر امتحان کرد.

Dandruff can be more noticeable on dark-colored clothing.

پوسته سر ممکن است بیشتر در لباس‌های تیره قابل توجه باشد.

It's important to address the root cause of dandruff for long-term relief.

برای تسکین طولانی مدت، مهم است که علت اصلی پوسته سر را برطرف کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید