daylit hours
ساعات روشنایی روز
daylit room
اتاق روشنایی روز
daylit street
خیابان روشنایی روز
daylit window
پنجره روشنایی روز
daylit space
فضای روشنایی روز
being daylit
در حال روشنایی روز
daylit area
منطقه روشنایی روز
daylit side
طرف روشنایی روز
daylit view
نگاه روشنایی روز
daylit interior
داخل روشنایی روز
the daylit kitchen felt warm and inviting.
آشپزخانه روشنی احساس گرم و دوست داشتنی میداد.
we enjoyed a daylit picnic in the park.
ما یک پیک نیک در پارک روشنی را لذت بردیم.
the daylit studio was perfect for painting.
استودیو روشنی برای نقاشی کاملن مناسب بود.
a daylit room is much more cheerful.
یک اتاق روشنی چندان بیشتر خوشحال کننده است.
the daylit office space boosted morale.
فضای دفتر روشنی روح مورال را افزایش داد.
she loved waking up to a daylit morning.
او دوست داشت صبح را در روشنی بیدار شود.
the daylit garden was full of flowers.
باغ روشنی پر از گلها بود.
we spent a daylit afternoon hiking.
ما یک بعدازظهر روشنی را با پیاده روی گذراندیم.
the daylit hallway led to the living room.
گالری روشنی به اتاق نشیمن میاندازید.
the daylit view from the window was stunning.
نگاه از پنجره روشنی زیبا بود.
the daylit library was a peaceful place to read.
کتابخانه روشنی یک جای آرام برای خواندن بود.
daylit hours
ساعات روشنایی روز
daylit room
اتاق روشنایی روز
daylit street
خیابان روشنایی روز
daylit window
پنجره روشنایی روز
daylit space
فضای روشنایی روز
being daylit
در حال روشنایی روز
daylit area
منطقه روشنایی روز
daylit side
طرف روشنایی روز
daylit view
نگاه روشنایی روز
daylit interior
داخل روشنایی روز
the daylit kitchen felt warm and inviting.
آشپزخانه روشنی احساس گرم و دوست داشتنی میداد.
we enjoyed a daylit picnic in the park.
ما یک پیک نیک در پارک روشنی را لذت بردیم.
the daylit studio was perfect for painting.
استودیو روشنی برای نقاشی کاملن مناسب بود.
a daylit room is much more cheerful.
یک اتاق روشنی چندان بیشتر خوشحال کننده است.
the daylit office space boosted morale.
فضای دفتر روشنی روح مورال را افزایش داد.
she loved waking up to a daylit morning.
او دوست داشت صبح را در روشنی بیدار شود.
the daylit garden was full of flowers.
باغ روشنی پر از گلها بود.
we spent a daylit afternoon hiking.
ما یک بعدازظهر روشنی را با پیاده روی گذراندیم.
the daylit hallway led to the living room.
گالری روشنی به اتاق نشیمن میاندازید.
the daylit view from the window was stunning.
نگاه از پنجره روشنی زیبا بود.
the daylit library was a peaceful place to read.
کتابخانه روشنی یک جای آرام برای خواندن بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید