illuminated

[ایالات متحده]/ɪˈljʊmɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪ'lumɪnetɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور روشن روشن؛ درخشان؛ تزئین شده با الگوهای زنده.
Word Forms
زمان گذشتهilluminated
قسمت سوم فعلilluminated

عبارات و ترکیب‌ها

brightly illuminated

روشنایی شدید

softly illuminated

روشنایی ملایم

beautifully illuminated

به زیبایی روشن شده

illuminated with lights

با نور روشن شده

well illuminated

به خوبی روشن شده

جملات نمونه

brilliant sunshine illuminated the scene.

نور خورشید درخشان صحنه را روشن کرد.

a flash of lightning illuminated the house.

یک جرقه رعد و برق خانه را روشن کرد.

his face was illuminated by a smile.

چهره‌اش با لبخندی روشن شد.

The river was illuminated by the setting sun.

رودخانه با خورشید غروب کننده روشن شد.

A lot of electric lamps illuminated the stage.

چند لامپ الکتریکی صحنه را روشن کردند.

Torches illuminated the picnic areas.

مشعل‌ها مناطق پیک‌نیک را روشن کردند.

The streets were illuminated for the celebration.

خیابان‌ها برای جشن‌ها روشن شده بودند.

The professor illuminated the problem for his students.

استاد مسئله را برای دانشجویانش روشن کرد.

He illuminated his statement with many examples.

او ادعای خود را با مثال‌های فراوان روشن کرد.

for a moment the scene was illuminated, then it was plunged back into darkness.

برای لحظه‌ای صحنه روشن شد، سپس دوباره در تاریکی فرو رفت.

The old librarian illuminated some old books and manuscripts.

کتابدار پیر برخی از کتاب‌ها و نسخه‌های خطی قدیمی را روشن کرد.

Footnotes illuminated the difficult passages of the text.

پاورقی ها بخش های دشوار متن را روشن کردند.

The room was dimly illuminated by the soft glow of his bedside lamp.

اتاق به آرامی توسط نور ملایم چراغ کنار تختش روشن شده بود.

The evening sky was illuminated by an awesome display of stars while the moon traced its course through the immense skycap.

آسمان شب با نمایش شگفت انگیزی از ستارگان روشن شد در حالی که ماه مسیر خود را در سراسر کپ آسمان وسیع دنبال می کرد.

Cradled in the sunlit lunar crescent, the night side of the Moon is faintly illuminated by earthshine -- sunlight reflected from planet Earth.

در آغوش نیمه ماه آفتابی، نیمه تاریک ماه به طور ملایمی توسط درخشندگی زمین روشن می شود - نور خورشید بازتاب شده از سیاره زمین.

the bright moonlight illuminated argent watercourse,and the monkeys cried mirthlessly along the riverside. Flowers were dark and the town was located in the mountain, few placeman could be seem.

نور ماهتاب روشن و درخشان، جریان آب نقره‌ای را روشن کرد و میمون‌ها بی‌مرحمت در امتداد کنار رودخانه فریاد می‌زدند. گل‌ها تاریک بودند و شهر در کوهستان واقع شده بود، تعداد کمی از افراد می‌توانستند دیده شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید