daylong

[ایالات متحده]/ˈdeɪlɒŋ/
[بریتانیا]/ˈdeɪlɔŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. یک روز کامل
adv. برای یک روز کامل; در طول روز

عبارات و ترکیب‌ها

daylong event

یک رویداد طولانی

daylong meeting

جلسه طولانی روز

daylong celebration

جشن طولانی روز

daylong journey

سفر طولانی روز

daylong festival

جشنواره طولانی روز

daylong adventure

ماجراجویی طولانی روز

daylong workshop

کارگاه طولانی روز

daylong seminar

سمینار طولانی روز

daylong tour

تور طولانی روز

daylong training

آموزش طولانی روز

جملات نمونه

she worked daylong on the project without taking a break.

او بدون استراحت، تمام روز روی پروژه کار کرد.

the children played daylong in the park.

کودکان تمام روز در پارک بازی کردند.

he had a daylong meeting with the clients.

او یک جلسه طولانی با مشتریان داشت.

they went on a daylong hike in the mountains.

آنها یک پیاده‌روی طولانی در کوه‌ها داشتند.

she felt exhausted after a daylong event.

او بعد از یک رویداد طولانی احساس خستگی کرد.

we planned a daylong trip to the beach.

ما یک سفر طولانی به ساحل برنامه‌ریزی کردیم.

the festival lasted daylong with various activities.

جشنواره با فعالیت‌های مختلف، تمام روز ادامه داشت.

he enjoyed a daylong tour of the city.

او از یک تور طولانی شهر لذت برد.

she read daylong to finish her book.

او تمام روز خواند تا کتابش را تمام کند.

they organized a daylong seminar for professionals.

آنها یک سمینار طولانی برای متخصصان برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید