brief

[ایالات متحده]/briːf/
[بریتانیا]/briːf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مختصر; کوتاه
n. خلاصه، گزارش
vt. خلاصه کردن; طرح کلی دادن
Word Forms
زمان گذشتهbriefed
جمعbriefs
صفت عالیbriefest
قسمت سوم فعلbriefed
شکل سوم شخص مفردbriefs
صفت یا فعل حال استمراریbriefing
صفت تفضیلیbriefer

عبارات و ترکیب‌ها

brief overview

مروری کوتاه

brief description

توضیح مختصر

brief introduction

معرفی مختصر

in brief

به طور خلاصه

to be brief

به طور خلاصه

take a brief

یک نگاه کوتاه

brief survey

بررسی کوتاه

news in brief

اخبار در یک نگاه

design brief

خلاصه طراحی

brief meeting

جلسه کوتاه

brief case

مورد مختصر

brief exposure

قرار گرفتن در معرض کوتاه

جملات نمونه

a brief overview of the survey.

یک نمای کلی کوتاه از نظرسنجی

a cold and brief welcome

یک خوشامد سرد و کوتاه

a brief historical retrospect

یک بررسی تاریخی کوتاه

a regrettably brief career.

یک شغل کوتاه و متاسرانه

a brief account of the incident.

گزارش مختصری از حادثه.

There was a brief pause in the conversation.

مکالمه با یک وقفه کوتاه همراه بود.

He's brief of speech.

او کوتاه صحبت می‌کند.

a brief feint at the opponent's face.

یک فریب کوتاه به سمت صورت حریف

there was a brief flurry of activity in the hall.

لحظه‌ای ازدحام فعالیت در سالن وجود داشت.

prepare a brief summary of the article.

یک خلاصه کوتاه از مقاله تهیه کنید.

write a brief appreciation of a book

نوشتن یک قدردانی مختصر از یک کتاب

The seventh part is brief peroration.

قسمت هفتم یک سخنرانی کوتاه است.

It's my brief to instruct him.

وظیفه من این است که او را راهنمایی کنم.

our brief existence on earth.

وجود کوتاه ما روی زمین.

introductions were brief and polite.

معرفه‌ها کوتاه و مؤدبانه بودند.

I hold no brief for dishonest policemen.

من از پلیس‌های فاسد حمایت نمی‌کنم.

he is, in brief, the embodiment of evil.

او، به طور خلاصه، تجسم شرارت است.

a media briefing in the House of Commons.

یک نشست خبری در پارلمان

today's briefing of Nato allies.

اطلاع رسانی امروز به متحدان ناتو

the brief soliloquy following Clarence's exit.

مونولوگ کوتاه بعد از خروج کلارنس

نمونه‌های واقعی

Because you could not censor legal briefs.

از آنجایی که شما نمی‌توانستید دادخواست‌های قانونی را سانسور کنید.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

Mozart's life was brief. Can you brief me on his music and life?

زندگی موتزارت کوتاه بود. آیا می‌توانید در مورد موسیقی و زندگی او توضیح مختصری به من بدهید؟

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

He, none of us has been briefed.

او، هیچکدام از ما مطلع نشده است.

منبع: VOA Daily Standard September 2022 Collection

The president hasn't been briefed on any of this.

رئیس جمهور در مورد هیچکدام از این موارد مطلع نشده است.

منبع: VOA Daily Standard September 2022 Collection

Limit the duration of the shower and keep it brief.

مدت زمان دوش را محدود کنید و آن را کوتاه نگه دارید.

منبع: Intermediate English short passage

For the reptiles, this time of plenty is all too brief.

برای خزندگان، این دوره فراوانی بیش از حد کوتاه است.

منبع: Beautiful China

They usually refuse to comment, whereas today they were briefing journalists.

آنها معمولاً از اظهار نظر امتناع می کنند، در حالی که امروز در حال اطلاع رسانی به روزنامه نگاران بودند.

منبع: NPR News February 2018 Compilation

Please finish the legal briefs by tomorrow.

لطفاً دادخواست‌های قانونی را تا فردا تمام کنید.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Can you proofread these briefs for me bythe end of next month?

آیا می توانید این دادخواست ها را تا پایان ماه آینده برای من بررسی کنید؟

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

I'm wearing his briefs right now. -That's kind of hot.

من الان شورت او را پوشیده ام. - این کمی داغ است.

منبع: Friends Season 7

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید