de-eroticize

[ایالات متحده]/[ˌdiː ˌɛrəʊtɪkˌaɪz]/
[بریتانیا]/[ˌdiː ˌɛrəʊˈtɪkˌaɪz]/

ترجمه

v. حذف یا کاهش عناصر جنسی یا عاشقانه از چیزی.
v. (ترانزیتیو) ساختن چیزی کمتر جنسی یا جذاب.
v. (اینترانزیتیو) شدن کمتر جنسی یا جذاب.

عبارات و ترکیب‌ها

de-eroticize art

تخریب جنسیتی هنر

de-eroticized gaze

نگاه بدون جنسیتی

de-eroticize culture

تخریب جنسیتی فرهنگ

de-eroticized representation

نمایش بدون جنسیتی

de-eroticize narratives

تخریب جنسیتی داستان‌ها

de-eroticized depictions

تصویر‌های بدون جنسیتی

de-eroticize content

تخریب جنسیتی محتوا

جملات نمونه

we need to de-eroticize the portrayal of women in media to promote healthier perceptions.

لازم است که تصویر زنان در رسانه‌ها را از جنسیت‌گرایی خالی کنیم تا دیدگاه‌های سالم‌تری را ترویج دهیم.

the goal is to de-eroticize the concept of beauty and focus on inner strength and character.

هدف این است که مفهوم زیبایی را از جنسیت‌گرایی خالی کنیم و روی قوت داخلی و شخصیت تمرکز کنیم.

it's important to de-eroticize historical figures and understand their complexities beyond superficial narratives.

اهمیت دارد که افراد تاریخی را از جنسیت‌گرایی خالی کنیم و پیچیدگی‌های آن‌ها را فراتر از روایت‌های سطحی درک کنیم.

the campaign aims to de-eroticize the workplace and create a more professional environment.

این حمله به اهدافی دارد که محیط کار را از جنسیت‌گرایی خالی کند و محیطی حرفه‌ای‌تر ایجاد کند.

de-eroticizing fashion can help shift the focus to design, craftsmanship, and functionality.

از جنسیت‌گرایی در مد می‌توان جلوگیری کرد تا توجه را به طراحی، هنر کار و عملکرد جابه‌جا کنیم.

the artist sought to de-eroticize the female form through abstract representation.

هنرمند سعی کرد با نمایش گسترده، شکل زنان را از جنسیت‌گرایی خالی کند.

let's de-eroticize the discussion around sexuality and prioritize education and consent.

بیایید درباره جنسیت‌گرایی در بحث‌های جنسیتی از جنسیت‌گرایی خالی کنیم و تعلیم و رضایت را اولویت دهیم.

the documentary aimed to de-eroticize the industry and expose its exploitative practices.

این فیلم مستند به اهدافی داشت که صنعت را از جنسیت‌گرایی خالی کند و رفتارهای استغلال‌گر آن را آشکار کند.

de-eroticizing the narrative around relationships can foster healthier communication and boundaries.

از جنسیت‌گرایی در روایت‌های روابط می‌توان جلوگیری کرد تا ارتباطات سالم‌تر و مرزهای واضح‌تر را ترویج دهیم.

it's crucial to de-eroticize the portrayal of adolescence and acknowledge the challenges they face.

اهمیت دارد که تصویر نوجوانی را از جنسیت‌گرایی خالی کنیم و چالش‌هایی که می‌کنند را بشناسیم.

the project seeks to de-eroticize online spaces and promote respectful interactions.

این پروژه به دنبال از جنسیت‌گرایی در فضاهای اینترنتی خالی کردن و تعاملات با احترام را ترویج دادن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید