| شکل سوم شخص مفرد | desexualizes |
| زمان گذشته | desexualized |
| قسمت سوم فعل | desexualized |
| صفت یا فعل حال استمراری | desexualizing |
desexualize clothing
حذف بار جنسی از لباس
desexualize relationships
حذف بار جنسی از روابط
desexualize behavior
حذف بار جنسی از رفتار
desexualize images
حذف بار جنسی از تصاویر
desexualize language
حذف بار جنسی از زبان
desexualize art
حذف بار جنسی از هنر
desexualize identity
حذف بار جنسی از هویت
desexualize narratives
حذف بار جنسی از روایتها
desexualize media
حذف بار جنسی از رسانه
desexualize society
حذف بار جنسی از جامعه
many cultures aim to desexualize certain clothing styles.
فرهنگهای بسیاری تلاش میکنند تا برخی از سبکهای لباس را از جنبهی جنسی خارج کنند.
artists often try to desexualize their work to reach a broader audience.
هنرمندان اغلب تلاش میکنند تا آثار خود را از جنبهی جنسی خارج کنند تا مخاطبان گستردهتری را جذب کنند.
it is important to desexualize relationships in educational settings.
در محیطهای آموزشی، مهم است که روابط را از جنبهی جنسی خارج کرد.
media representation should desexualize women in leadership roles.
نمایش رسانهها باید زنان را در نقشهای رهبری از جنبهی جنسی خارج کند.
we need to desexualize discussions about body image.
ما باید بحثهایی در مورد تصویر بدنی را از جنبهی جنسی خارج کنیم.
efforts to desexualize children's toys are gaining momentum.
تلاشها برای از بین بردن جنسیزدگی اسباببازیهای کودکان در حال افزایش است.
desexualizing public spaces can help reduce harassment.
از بین بردن جنسیزدگی فضاهای عمومی میتواند به کاهش آزار و اذیت کمک کند.
activists are working to desexualize the portrayal of athletes.
فعالها در تلاشند تا تصویر ورزشکاران را از جنبهی جنسی خارج کنند.
desexualizing advertisements can promote healthier body images.
از بین بردن جنسیزدگی تبلیغات میتواند به ترویج تصاویر سالمتر از بدن کمک کند.
we should aim to desexualize our language when discussing sensitive topics.
ما باید تلاش کنیم تا زبان خود را هنگام بحث در مورد موضوعات حساس از جنبهی جنسی خارج کنیم.
desexualize clothing
حذف بار جنسی از لباس
desexualize relationships
حذف بار جنسی از روابط
desexualize behavior
حذف بار جنسی از رفتار
desexualize images
حذف بار جنسی از تصاویر
desexualize language
حذف بار جنسی از زبان
desexualize art
حذف بار جنسی از هنر
desexualize identity
حذف بار جنسی از هویت
desexualize narratives
حذف بار جنسی از روایتها
desexualize media
حذف بار جنسی از رسانه
desexualize society
حذف بار جنسی از جامعه
many cultures aim to desexualize certain clothing styles.
فرهنگهای بسیاری تلاش میکنند تا برخی از سبکهای لباس را از جنبهی جنسی خارج کنند.
artists often try to desexualize their work to reach a broader audience.
هنرمندان اغلب تلاش میکنند تا آثار خود را از جنبهی جنسی خارج کنند تا مخاطبان گستردهتری را جذب کنند.
it is important to desexualize relationships in educational settings.
در محیطهای آموزشی، مهم است که روابط را از جنبهی جنسی خارج کرد.
media representation should desexualize women in leadership roles.
نمایش رسانهها باید زنان را در نقشهای رهبری از جنبهی جنسی خارج کند.
we need to desexualize discussions about body image.
ما باید بحثهایی در مورد تصویر بدنی را از جنبهی جنسی خارج کنیم.
efforts to desexualize children's toys are gaining momentum.
تلاشها برای از بین بردن جنسیزدگی اسباببازیهای کودکان در حال افزایش است.
desexualizing public spaces can help reduce harassment.
از بین بردن جنسیزدگی فضاهای عمومی میتواند به کاهش آزار و اذیت کمک کند.
activists are working to desexualize the portrayal of athletes.
فعالها در تلاشند تا تصویر ورزشکاران را از جنبهی جنسی خارج کنند.
desexualizing advertisements can promote healthier body images.
از بین بردن جنسیزدگی تبلیغات میتواند به ترویج تصاویر سالمتر از بدن کمک کند.
we should aim to desexualize our language when discussing sensitive topics.
ما باید تلاش کنیم تا زبان خود را هنگام بحث در مورد موضوعات حساس از جنبهی جنسی خارج کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید