deadlift

[ایالات متحده]/ˈdɛd.lɪft/
[بریتانیا]/ˈdɛd.lɪft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تمرین که در آن شخص یک وزن سنگین را از زمین به سطح کمر بلند می‌کند
v. یک وزن سنگین را از زمین بلند کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deadlift form

فرم ددلیفت

deadlift weight

وزنه ددلیفت

deadlift technique

تکنیک ددلیفت

deadlift workout

تمرین ددلیفت

deadlift benefits

فواید ددلیفت

deadlift variation

تنوع ددلیفت

deadlift program

برنامه ددلیفت

deadlift challenge

چالش ددلیفت

deadlift session

جلسه ددلیفت

deadlift record

رکورد ددلیفت

جملات نمونه

he improved his deadlift by 20 pounds this month.

او وزنه برداری خود را این ماه 20 پوند افزایش داد.

deadlift is one of the best exercises for building strength.

حرکت ددلیفت یکی از بهترین تمرینات برای افزایش قدرت است.

she focuses on her form when performing deadlifts.

او هنگام انجام حرکت ددلیفت بر روی فرم خود تمرکز می‌کند.

many athletes include deadlifts in their training routine.

بسیاری از ورزشکاران حرکت ددلیفت را در برنامه تمرینی خود قرار می‌دهند.

he set a personal record in the deadlift competition.

او رکورد شخصی خود را در مسابقه ددلیفت به ثبت رساند.

deadlift variations can target different muscle groups.

تغییرات در حرکت ددلیفت می‌توانند گروه‌های عضلانی مختلف را هدف قرار دهند.

proper warm-up is essential before attempting a deadlift.

گرم کردن مناسب قبل از تلاش برای انجام حرکت ددلیفت ضروری است.

he uses a mixed grip for his deadlift lifts.

او از گرفتن ترکیبی برای بلند کردن وزنه ددلیفت استفاده می‌کند.

deadlift helps improve overall athletic performance.

ددلیفت به بهبود عملکرد ورزشی کلی کمک می‌کند.

she trains her deadlift every week to build muscle.

او هر هفته برای افزایش حجم عضلانی، حرکت ددلیفت را تمرین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید