debauchees

[ایالات متحده]/[dɪˈbʌtʃiːz]/
[بریتانیا]/[dɪˈbʌtʃiːz]/

ترجمه

n. افرادی که در لذت‌طلبی یا تجمل‌گرایی بیش از حد زیاده‌روی می‌کنند؛ کسانی که زندگی بی‌بند و باری دارند؛ فردی که به طرز افراطی به تجمل و لذت علاقه دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

debauchees gather

گرد آمدن افراد بی‌بند و بار

finding debauchees

جستجوی افراد بی‌بند و بار

among debauchees

در میان افراد بی‌بند و بار

shocking debauchees

شوک دادن به افراد بی‌بند و بار

exposing debauchees

افشای افراد بی‌بند و بار

targeting debauchees

هدف قرار دادن افراد بی‌بند و بار

rehabilitating debauchees

بازسازی افراد بی‌بند و بار

condemning debauchees

محکوم کردن افراد بی‌بند و بار

identifying debauchees

شناسایی افراد بی‌بند و بار

shaming debauchees

خجالت دادن افراد بی‌بند و بار

جملات نمونه

the party attracted a crowd of debauchees seeking reckless abandon.

جشن، گروهی از افراد خودنما و بی‌بند و بار را به خود جذب کرد که به دنبال رها گذاشتن خود بودند.

authorities cracked down on the debauchees frequenting the notorious nightclub.

مقامات با افراد خودنما و بی‌بند و بار که در آن کلاب شبانه بدنام رفت و آمد داشتند، برخورد کردند.

the novel depicted a society overrun by wealthy and dissolute debauchees.

در رمان، جامعه‌ای که توسط افراد خودنما و بی‌بند و بار ثروتمند و بی‌اخلاقی فرا گرفته بود، به تصویر کشیده شد.

he warned his son about the dangers of associating with reckless debauchees.

او پسرش را در مورد خطرات ارتباط با افراد خودنما و بی‌بند و بار بی‌احتیاط هشدار داد.

the scandal exposed a network of powerful debauchees and their illicit activities.

رسوایی، شبکه‌ای از افراد خودنما و قدرتمند و فعالیت‌های غیرقانونی آن‌ها را آشکار کرد.

the judge condemned the debauchees' behavior as morally reprehensible.

قاضی رفتار افراد خودنما را از نظر اخلاقی ناپسند محکوم کرد.

the city council sought to curb the influence of debauchees in local politics.

شورای شهر به دنبال محدود کردن نفوذ افراد خودنما در سیاست محلی بود.

the playwright satirized the excesses of the aristocracy and their debauchees lifestyles.

نویسنده نمایشنامه، افراط و تبذیر اشراف‌زادگان و سبک زندگی خودنمای آن‌ها را به سخره گرفت.

the investigation revealed a pattern of exploitation among the debauchees.

تحقیقات، الگویی از استثمار در میان افراد خودنما را نشان داد.

the social reformer denounced the debauchees and their destructive habits.

اصلاح‌گر اجتماعی، افراد خودنما و عادت‌های مخرب آن‌ها را محکوم کرد.

the film portrayed the tragic downfall of a group of wealthy debauchees.

فیلم، سقوط غم‌انگیز گروهی از افراد خودنمای ثروتمند را به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید