hedonism

[ایالات متحده]/'hiːd(ə)nɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'hidənɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیگیری لذت و شادی به عنوان یک فلسفه.
Word Forms
جمعhedonisms

جملات نمونه

the rise of hedonism

ظهور هدویسم

Are Carnalism and Hedonism Yang Zhu's Idea?

آیا غریزه گرایی و هدویسم ایده یانگ ژو است؟

6. But his eudemonism was not epicurean hedonism, because eudemonia was an activity.

6. اما خوش‌نخی او هدویسم اپیکوری نبود، زیرا خوش‌نخی یک فعالیت بود.

Hedonism promotes the pursuit of pleasure and self-indulgence.

هدویسم ترویج تعقیب لذت و خودخواهی می کند.

Some people criticize hedonism as a shallow and selfish way of life.

برخی افراد هدویسم را به عنوان یک راه زندگی سطحی و خودخواه مورد انتقاد قرار می دهند.

Hedonism emphasizes the importance of maximizing pleasure and minimizing pain.

هدویسم بر اهمیت بیشینه کردن لذت و به حداقل رساندن درد تاکید دارد.

Critics argue that hedonism can lead to a lack of fulfillment and meaningful relationships.

منتقدان استدلال می کنند که هدویسم می تواند منجر به فقدان ارضای و روابط معنادار شود.

Hedonism is sometimes associated with excessive consumption and materialism.

هدویسم گاهی اوقات با مصرف بیش از حد و مادی گرایی مرتبط است.

The philosophy of hedonism has roots in ancient Greek and Roman traditions.

فلسفه هدویسم ریشه در سنت های یونان باستان و روم دارد.

Hedonism can be seen as a rejection of traditional moral values and constraints.

می توان هدویسم را به عنوان رد ارزش ها و محدودیت های اخلاقی سنتی دید.

Some people find hedonism liberating, while others see it as shallow and hedonistic.

برخی افراد هدویسم را آزاد کننده می دانند، در حالی که دیگران آن را سطحی و هدویسی می بینند.

Hedonism is often contrasted with asceticism, which emphasizes self-discipline and restraint.

هدویسم اغلب با آسکیتیسم مقایسه می شود که بر خود انضباطی و خویشتن داری تاکید دارد.

نمونه‌های واقعی

Death's constant threat fuelled an apocalyptic hedonism.

تهدید دائمی مرگ، لذت‌جویی آخرالزمانی را تقویت کرد.

منبع: The Economist - Arts

The primary one is a philosophy called hedonism.

یکی از اصلی‌ترین آن‌ها یک فلسفه به نام لذت‌جویی است.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

That's what we can do if we accept hedonism.

این همان کاری است که می‌توانیم انجام دهیم اگر لذت‌جویی را بپذیریم.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

That's because of something called the paradox of hedonism.

این به دلیل چیزی به نام پارادوکس لذت‌جویی است.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American March 2023 Collection

Although Epicurus was less of a thrill-seeker than his hedonism implies.

اگرچه اپیکوروس کمتر از آنچه که لذت‌جویی او نشان می‌دهد، یک جوینده هیجان نبود.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

So couldn't hedonism still be true?

پس آیا هنوز نمی‌توان لذت‌جویی را درست دانست؟

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

Actually, Nozick initially proposed this thought experiment to refute hedonism.

در واقع، نوئیک در ابتدا این آزمایش فکری را برای رد لذت‌جویی پیشنهاد کرد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

I'm just jealous of your restraint. I have none. I delight in hedonism.

من فقط از خویشتن‌داری شما غیظ می‌گیرم. من هیچ ندارم. من از لذت‌جویی لذت می‌برم.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Where hedonism goes wrong is when they say it's the only thing that matters.

جایی که لذت‌جویی اشتباه می‌کند، زمانی است که می‌گویند تنها چیزی است که مهم است.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

For example, let's use a worldview that we've discussed in the past: preference hedonism.

به عنوان مثال، بیایید از یک جهان‌بینی که قبلاً در مورد آن بحث کرده‌ایم استفاده کنیم: لذت‌جویی ترجیحی.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید