decontaminator unit
واحد دزافهکننده
portable decontaminator
دزافهکننده قابل حمل
using a decontaminator
استفاده از دزافهکننده
decontaminator spray
پاشش دزافهکننده
industrial decontaminator
دزافهکننده صنعتی
decontaminator system
سیستم دزافهکننده
emergency decontaminator
دزافهکننده اضطراری
decontaminator solution
راهحل دزافهکننده
personal decontaminator
دزافهکننده شخصی
the hospital purchased a new portable decontaminator for the isolation ward.
بیمارستان یک دستگاه جدید دیکنتامیناتور قابل حمل را برای بخش عیزوله خریداری کرد.
regular use of the decontaminator is crucial for maintaining a sterile environment.
استفاده منظم از دیکنتامیناتور برای حفظ محیطی نامریی ضروری است.
we need to test the effectiveness of the new decontaminator model.
ما نیاز داریم تا اثربخشی مدل جدید دیکنتامیناتور را آزمایش کنیم.
the hazmat team carried a powerful decontaminator to the contaminated site.
تیم امدادی با دستگاهی قدرتمند دیکنتامیناتور به محل آلوده رفت.
ensure the decontaminator is properly maintained and calibrated.
مطمئن شوید دیکنتامیناتور به درستی نگهداری و تنظیم شده است.
the laboratory uses a uv decontaminator to sterilize equipment.
آزمایشگاه از یک دیکنتامیناتور UV برای نمونهگیری از تجهیزات استفاده میکند.
after the spill, the area was thoroughly decontaminated with a specialized decontaminator.
پس از وقوع نشت، منطقه با یک دیکنتامیناتور ویژه به طور کامل تمیز شد.
the decontaminator’s settings can be adjusted for different materials.
تنظیمات دیکنتامیناتور میتوانند برای مواد مختلف تنظیم شوند.
training on the proper operation of the decontaminator is mandatory.
آموزش در مورد به کار گیری درست دیکنتامیناتور الزامی است.
the emergency response team deployed a mobile decontaminator unit.
تیم پاسخ به بحران یک واحد دیکنتامیناتور قابل حمل را پراکنده است.
a reliable decontaminator is essential for food processing facilities.
یک دیکنتامیناتور قابل اعتماد برای مراکز پردازش مواد غذایی ضروری است.
decontaminator unit
واحد دزافهکننده
portable decontaminator
دزافهکننده قابل حمل
using a decontaminator
استفاده از دزافهکننده
decontaminator spray
پاشش دزافهکننده
industrial decontaminator
دزافهکننده صنعتی
decontaminator system
سیستم دزافهکننده
emergency decontaminator
دزافهکننده اضطراری
decontaminator solution
راهحل دزافهکننده
personal decontaminator
دزافهکننده شخصی
the hospital purchased a new portable decontaminator for the isolation ward.
بیمارستان یک دستگاه جدید دیکنتامیناتور قابل حمل را برای بخش عیزوله خریداری کرد.
regular use of the decontaminator is crucial for maintaining a sterile environment.
استفاده منظم از دیکنتامیناتور برای حفظ محیطی نامریی ضروری است.
we need to test the effectiveness of the new decontaminator model.
ما نیاز داریم تا اثربخشی مدل جدید دیکنتامیناتور را آزمایش کنیم.
the hazmat team carried a powerful decontaminator to the contaminated site.
تیم امدادی با دستگاهی قدرتمند دیکنتامیناتور به محل آلوده رفت.
ensure the decontaminator is properly maintained and calibrated.
مطمئن شوید دیکنتامیناتور به درستی نگهداری و تنظیم شده است.
the laboratory uses a uv decontaminator to sterilize equipment.
آزمایشگاه از یک دیکنتامیناتور UV برای نمونهگیری از تجهیزات استفاده میکند.
after the spill, the area was thoroughly decontaminated with a specialized decontaminator.
پس از وقوع نشت، منطقه با یک دیکنتامیناتور ویژه به طور کامل تمیز شد.
the decontaminator’s settings can be adjusted for different materials.
تنظیمات دیکنتامیناتور میتوانند برای مواد مختلف تنظیم شوند.
training on the proper operation of the decontaminator is mandatory.
آموزش در مورد به کار گیری درست دیکنتامیناتور الزامی است.
the emergency response team deployed a mobile decontaminator unit.
تیم پاسخ به بحران یک واحد دیکنتامیناتور قابل حمل را پراکنده است.
a reliable decontaminator is essential for food processing facilities.
یک دیکنتامیناتور قابل اعتماد برای مراکز پردازش مواد غذایی ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید