equipment

[ایالات متحده]/ɪˈkwɪpmənt/
[بریتانیا]/ɪˈkwɪpmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسایل یا ابزارهای مورد نیاز برای یک هدف خاص؛ دانش و مهارت‌های ضروری برای یک فعالیت خاص
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sports equipment

تجهیزات ورزشی

protective equipment

تجهیزات محافظتی

kitchen equipment

تجهیزات آشپزخانه

medical equipment

تجهیزات پزشکی

audio equipment

تجهیزات صوتی

safety equipment

تجهیزات ایمنی

fitness equipment

تجهیزات تناسب اندام

laboratory equipment

تجهیزات آزمایشگاهی

camping equipment

تجهیزات کمپینگ

playground equipment

تجهیزات زمین بازی

production equipment

تجهیزات تولید

testing equipment

تجهیزات تست

processing equipment

تجهیزات فرآوری

electrical equipment

تجهیزات الکتریکی

machinery and equipment

ماشین‌آلات و تجهیزات

mechanical equipment

تجهیزات مکانیکی

test equipment

تجهیزات تست

equipment management

مدیریت تجهیزات

electronic equipment

تجهیزات الکترونیکی

equipment maintenance

نگهداری تجهیزات

control equipment

تجهیزات کنترلی

special equipment

تجهیزات ویژه

electric equipment

تجهیزات الکتریکی

treatment equipment

تجهیزات درمانی

other equipment

تجهیزات دیگر

power equipment

تجهیزات برقی

office equipment

تجهیزات اداری

automation equipment

تجهیزات اتوماسیون

machinery equipment

تجهیزات ماشین‌آلات

جملات نمونه

the equipment was in perfect condition.

تجهیزات در وضعیت عالی بود.

Is the equipment operational yet?

آیا تجهیزات هنوز در حال کار است؟

Leave inessential equipment behind.

تجهیزات غیرضروری را رها کنید.

dental apparatus.See Synonyms at equipment

وسایل دندانپزشکی. برای مترادف‌ها به تجهیزات مراجعه کنید

fishing gear.See Synonyms at equipment

تجهیزات ماهیگیری. برای یافتن مترادفها به تجهیزات مراجعه کنید.

a welder's outfit.See Synonyms at equipment

تجهیزات جوشکاری. برای یافتن مترادفها به تجهیزات مراجعه کنید.

a photographer's paraphernalia.See Synonyms at equipment

وسایل عکاسی. برای یافتن مترادفها به تجهیزات مراجعه کنید.

we did a carry of equipment from the camp.

ما تجهیزات را از اردوگاه جابجا کردیم.

an assortment of electronic equipment and mechanical contrivances.

مجموعه‌ای از تجهیزات الکترونیکی و اختراعات مکانیکی.

photographic equipment costs a devil of a lot.

تجهیزات عکاسی بسیار گران هستند.

the construction and equipment of new harbour facilities.

ساخت و ساز و تجهیزات امکانات بندر جدید.

for every plus with this equipment there can be a minus.

برای هر مزیت با این تجهیزات، ممکن است یک عیب وجود داشته باشد.

the equipment could be dangerous if mishandled.

اگر به درستی از آن استفاده نشود، تجهیزات می تواند خطرناک باشد.

equipment for receiving TV signals.

تجهیزات دریافت سیگنال تلویزیون.

the equipment was originally powered by steam.

تجهیزات در اصل با بخار کار می کرد.

The complete equipment of the new hospital will take a year.

تجهیزات کامل بیمارستان جدید یک سال طول می کشد.

You have the necessary equipment for leadership.

شما تجهیزات لازم برای رهبری را دارید.

All video equipment is on sale today and tomorrow.

تمام تجهیزات ویدیویی امروز و فردا به فروش می رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید