deductible

[ایالات متحده]/dɪˈdʌktəbl/
[بریتانیا]/dɪˈdʌktəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل کسر بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

annual deductible

کسر سالانه

medical deductible

کسر درمان

جملات نمونه

one-off tax deductible donations to charity.

اهدای یکباره قابل کسر از مالیات به خیریه.

The deductible for this insurance policy is $500.

مالیات برای این طرح بیمه 500 دلار است.

You can choose a higher deductible to lower your monthly premium.

می‌توانید یک مالیات بالاتر انتخاب کنید تا حق بیمه ماهانه خود را کاهش دهید.

The deductible must be paid before the insurance coverage kicks in.

مالیات باید قبل از شروع پوشش بیمه پرداخت شود.

Make sure you understand the terms of the deductible before signing the contract.

قبل از امضای قرارداد، مطمئن شوید که شرایط مالیات را درک می‌کنید.

The deductible amount varies depending on the type of insurance you have.

میزان مالیات بسته به نوع بیمه‌ای که دارید متفاوت است.

Some health insurance plans have a high deductible but lower monthly premiums.

برخی از طرح‌های بیمه درمانی دارای مالیات بالایی هستند اما حق بیمه ماهانه کمتری دارند.

You may be able to waive the deductible if you choose a preferred provider.

شاید بتوانید مالیات را لغو کنید اگر یک ارائه دهنده ترجیحی انتخاب کنید.

The deductible is the amount you are responsible for paying out of pocket before insurance coverage begins.

مالیات مبلغی است که شما مسئول پرداخت آن از جیب خود قبل از شروع پوشش بیمه هستید.

It's important to factor in the deductible when comparing different insurance policies.

هنگام مقایسه طرح‌های بیمه مختلف، در نظر گرفتن مالیات مهم است.

The deductible may reset annually, so be aware of any changes in the new policy year.

ممکن است مالیات به صورت سالانه بازنشسته شود، بنابراین از هرگونه تغییر در سال سیاست جدید آگاه باشید.

نمونه‌های واقعی

If your premise is established, your conclusions are easily deductible.

اگر فرضیات شما ثابت شده باشد، نتیجه‌گیری‌های شما به راحتی قابل استنتاج است.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

For the last two years, because that's when I bought it and now it's tax deductible.

در دو سال گذشته، چون در آن زمان آن را خریدم و اکنون مشمول کسر مالیات است.

منبع: Gourmet Base

This policy indicates that their earnings outside China are tax deductible.

این سیاست نشان می‌دهد که درآمد آنها خارج از چین مشمول کسر مالیات است.

منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam Memorization

The Fed just lowered the rates, and the interest on your mortgage is deductible.

فدرال رزرو اخیراً نرخ‌ها را کاهش داده است و بهره وام مسکن شما مشمول کسر مالیات است.

منبع: Friends Season 9

And those matches would be tax deductible.

و آن تطابق‌ها مشمول کسر مالیات خواهند بود.

منبع: Money Earth

A " deductible" is also an out-of-pocket expense.

یک " کسر" همچنین یک هزینه از جیب است.

منبع: 2011 ESLPod

Certain legal fees are tax deductible.

برخی هزینه‌های قانونی مشمول کسر مالیات هستند.

منبع: Super Bowl Commercials Compilation

But deductibles can be really high.

اما کسرها می‌توانند بسیار زیاد باشند.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

You can pay extra for zero deductible for the peace of mind.

می‌توانید برای آرامش خیال، مبلغ اضافی برای کسر صفر پرداخت کنید.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

And don't forget, accountancy fees can be a tax deductible expense.

و فراموش نکنید، هزینه‌های حسابداری می‌تواند یک هزینه مشمول کسر مالیات باشد.

منبع: Financial Times Podcast

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید