defaulter

[ایالات متحده]/dɪ'fɔltɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که از انجام یک تعهد یا وظیفه ناتوان است، مقررات نظامی را نقض می‌کند یا غایب است.
Word Forms

جملات نمونه

the defaulter was adjudged to pay the whole amount.

مقروض برای پرداخت کل مبلغ تشخیص داده شد.

The defaulter failed to make payments on time.

متخلفان قادر به پرداخت به موقع وجه نبودند.

The company will take legal action against the defaulter.

شرکت علیه متخلفان اقدام قانونی خواهد کرد.

He was labeled as a defaulter for not meeting his financial obligations.

او به دلیل عدم انجام تعهدات مالی خود به عنوان متخلف شناخته شد.

The bank will blacklist the defaulter.

بانک متخلف را در لیست سیاه قرار خواهد داد.

The defaulter's credit score dropped significantly.

امتیاز اعتباری متخلف به طور قابل توجهی کاهش یافت.

The defaulter was given a final warning to settle the outstanding debt.

به متخلف اخطاری نهایی برای تسویه بدهی معوقه داده شد.

The defaulter's assets may be seized to cover the unpaid debt.

برای پوشش بدهی پرداخت نشده ممکن است دارایی های متخلف ضبط شود.

The defaulter's reputation in the industry was tarnished.

شهرت متخلف در صنعت لکه دار شد.

The defaulter was required to attend a financial counseling session.

از متخلف خواسته شد که در یک جلسه مشاوره مالی شرکت کند.

The defaulter's failure to repay the loan led to legal consequences.

عدم توانایی متخلف در بازپرداخت وام منجر به عواقب قانونی شد.

نمونه‌های واقعی

The presumption is that dominants punish subordinate defaulters.

این فرض وجود دارد که غالب‌ها، مقصران فرعی را مجازات می‌کنند.

منبع: The Economist (Summary)

During this time, he gained a reputation as a debt defaulter and a womanizer.

در این مدت، او به عنوان یک مقروض و زن‌بازا شهرت پیدا کرد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Wilful defaulters have strained Bangladesh's banks in the past three years, even as the economy has seen speedy growth.

مقروضین عمدی، در سه سال گذشته، بانک‌های بنگلادش را تحت فشار قرار داده‌اند، حتی در حالی که اقتصاد شاهد رشد سریع بوده است.

منبع: The Economist (Summary)

Think of tricky customers like Argentina, whose profligacy made it a serial defaulter on its sovereign debt, or Turkey, where interest rates remain low even as inflation blazes above 80%.

به مشتریان مشکل‌ساز مانند آرژانتین فکر کنید که اتلاف منابع آن را به یک مقروض سریالی بدهی‌های دولتی تبدیل کرده است، یا ترکیه که نرخ بهره در آن پایین باقی مانده است، حتی در حالی که تورم بالای ۸۰ درصد است.

منبع: Economist Finance and economics

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید