defecated

[ایالات متحده]/ˈdɛfɪkeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈdɛfɪkeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشتهٔ participle از defecate؛ برای پاک کردن یا تصفیه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

defecated on

روی آن مدفوع کرد

defecated quickly

به سرعت مدفوع کرد

defecated outside

بیرون مدفوع کرد

defecated indoors

درون مدفوع کرد

defecated frequently

به طور مکرر مدفوع کرد

defecated suddenly

ناگهان مدفوع کرد

defecated regularly

به طور منظم مدفوع کرد

defecated properly

به درستی مدفوع کرد

defecated messily

به هم ریخته مدفوع کرد

defecated quietly

به آرامی مدفوع کرد

جملات نمونه

the dog defecated in the yard.

سگ در حیاط مدفوع کرد.

he defecated without realizing it.

او بدون اینکه متوجه شود مدفوع کرد.

the baby defecated in the diaper.

نوزاد در پوشک خود مدفوع کرد.

she quickly cleaned up after her dog defecated.

او بعد از مدفوع کردن سگش، سریعاً آن را تمیز کرد.

they noticed the cat had defecated on the carpet.

آنها متوجه شدند که گربه روی فرش مدفوع کرده است.

the vet said the rabbit defecated normally.

دامپزشک گفت که خرگوش به طور معمول مدفوع می‌کند.

he was embarrassed when he accidentally defecated.

وقتی به طور تصادفی مدفوع کرد، او خجالت کشید.

the park was clean until someone defecated on the grass.

پارک تمیز بود تا زمانی که کسی روی چمن مدفوع کرد.

she trained her puppy to defecate outside.

او توله خود را آموزش داد که بیرون مدفوع کند.

after eating, he defecated in the designated area.

بعد از غذا خوردن، او در منطقه تعیین شده مدفوع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید