excreted

[ایالات متحده]/ɪkˈskriːtɪd/
[بریتانیا]/ɪkˈskritɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت excrete؛ برای حذف یا تخلیه مواد زائد
adj. که حذف یا ترشح شده است

عبارات و ترکیب‌ها

excreted waste

ضایعات دفع شده

excreted toxins

سموم دفع شده

excreted fluids

مایعات دفع شده

excreted substances

مواد دفع شده

excreted materials

مواد دفع شده

excreted products

محصولات دفع شده

excreted hormones

هورمون‌های دفع شده

excreted gases

گازهای دفع شده

excreted nutrients

مواد مغذی دفع شده

excreted waste materials

مواد زائد دفع شده

جملات نمونه

the waste was excreted from the body.

ضایعات از بدن دفع شدند.

excreted substances can indicate health issues.

مواد دفع شده می توانند نشان دهنده مشکلات سلامتی باشند.

the toxins were excreted efficiently.

سموم به طور موثر دفع شدند.

animals excreted their waste in designated areas.

حیوانات ضایعات خود را در مناطق تعیین شده دفع می کردند.

excreted fluids can vary in composition.

مواد دفع شده می توانند از نظر ترکیب متفاوت باشند.

he noticed the excreted material was unusual.

او متوجه شد که ماده دفع شده غیرمعمول است.

the doctor examined the excreted samples.

پزشک نمونه های دفع شده را بررسی کرد.

excreted waste products are often analyzed.

محصولات زائد دفع شده اغلب مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.

she learned how the body excreted excess minerals.

او یاد گرفت که چگونه بدن مواد معدنی اضافی را دفع می کند.

excreted hormones can affect mood and behavior.

هورمون های دفع شده می توانند بر خلق و خوی و رفتار تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید