defended the title
دفاع کرد از عنوان
defended against attacks
دفاع کرد در برابر حملات
defended his actions
دفاع کرد از اقداماتش
defended the decision
دفاع کرد از تصمیم
defended their rights
دفاع کرد از حقوق آنها
defended the claim
دفاع کرد از ادعا
defended the policy
دفاع کرد از سیاست
defended the position
دفاع کرد از موضع
defended her honor
دفاع کرد از آبروی او
defended his thesis
دفاع کرد از پایاننامه
he defended his thesis with great confidence.
او با اعتماد به نفس زیاد از پایاننامه خود دفاع کرد.
the lawyer defended her client in court.
وکیل از موکل خود در دادگاه دفاع کرد.
she defended her decision to leave the job.
او از تصمیم خود برای ترک شغل دفاع کرد.
the team defended their championship title successfully.
تیم با موفقیت از عنوان قهرمانی خود دفاع کرد.
he defended his viewpoint during the debate.
او در طول بحث از دیدگاه خود دفاع کرد.
the soldiers defended the fort against the enemy.
سربازان قلعه را در برابر دشمن حفظ کردند.
she defended her friend from unfair criticism.
او از دوست خود در برابر انتقادات ناعادلانه محافظت کرد.
he defended his actions to the committee.
او اقدامات خود را در برابر کمیته توضیح داد.
the athlete defended his title at the competition.
ورزشکار در مسابقه از عنوان خود دفاع کرد.
they defended their rights during the protest.
آنها در طول اعتراض از حقوق خود دفاع کردند.
defended the title
دفاع کرد از عنوان
defended against attacks
دفاع کرد در برابر حملات
defended his actions
دفاع کرد از اقداماتش
defended the decision
دفاع کرد از تصمیم
defended their rights
دفاع کرد از حقوق آنها
defended the claim
دفاع کرد از ادعا
defended the policy
دفاع کرد از سیاست
defended the position
دفاع کرد از موضع
defended her honor
دفاع کرد از آبروی او
defended his thesis
دفاع کرد از پایاننامه
he defended his thesis with great confidence.
او با اعتماد به نفس زیاد از پایاننامه خود دفاع کرد.
the lawyer defended her client in court.
وکیل از موکل خود در دادگاه دفاع کرد.
she defended her decision to leave the job.
او از تصمیم خود برای ترک شغل دفاع کرد.
the team defended their championship title successfully.
تیم با موفقیت از عنوان قهرمانی خود دفاع کرد.
he defended his viewpoint during the debate.
او در طول بحث از دیدگاه خود دفاع کرد.
the soldiers defended the fort against the enemy.
سربازان قلعه را در برابر دشمن حفظ کردند.
she defended her friend from unfair criticism.
او از دوست خود در برابر انتقادات ناعادلانه محافظت کرد.
he defended his actions to the committee.
او اقدامات خود را در برابر کمیته توضیح داد.
the athlete defended his title at the competition.
ورزشکار در مسابقه از عنوان خود دفاع کرد.
they defended their rights during the protest.
آنها در طول اعتراض از حقوق خود دفاع کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید