definitude

[ایالات متحده]/dɪˈfɪnɪtjuːd/
[بریتانیا]/dɪˈfɪnɪtuːd/

ترجمه

n. کیفیت قطعی یا به وضوح تعریف شده بودن؛ وضعیت اطمینان یا ثابت بودن

عبارات و ترکیب‌ها

absolute definitude

قطعی‌المصداقیت مطلق

definitude of meaning

قطعی‌المصداقیت معنا

definitude in context

قطعی‌المصداقیت در متن

definitude of terms

قطعی‌المصداقیت اصطلاحات

definitude of purpose

قطعی‌المصداقیت هدف

clear definitude

قطعی‌المصداقیت روشن

definitude in philosophy

قطعی‌المصداقیت در فلسفه

definitude of identity

قطعی‌المصداقیت هویت

definitude in law

قطعی‌المصداقیت در قانون

definitude of concepts

قطعی‌المصداقیت مفاهیم

جملات نمونه

the definitude of the contract was questioned by both parties.

قطعیت قرارداد توسط هر دو طرف مورد سوال قرار گرفت.

in philosophy, the concept of definitude is often debated.

در فلسفه، مفهوم قطعیت اغلب مورد بحث قرار می گیرد.

she sought definitude in her career choices.

او به دنبال قطعیت در انتخاب های شغلی خود بود.

the definitude of the rules ensures fair play.

قطعیت قوانین، رعایت انصاف را تضمین می کند.

without definitude, the project lacks direction.

بدون قطعیت، پروژه فاقد جهت گیری است.

definitude in communication helps avoid misunderstandings.

قطعیت در ارتباطات به جلوگیری از سوء تفاهم کمک می کند.

he appreciated the definitude of her argument.

او از قطعیت استدلال او قدردانی کرد.

definitude is essential in legal documents.

قطعیت در اسناد قانونی ضروری است.

the definitude of the findings was surprising to everyone.

قطعیت یافته ها برای همه غیرمنتظره بود.

they needed a sense of definitude to move forward.

آنها برای پیشرفت به حس قطعیت نیاز داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید