deflects

[ایالات متحده]/dɪˈflɛkts/
[بریتانیا]/dɪˈflɛkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (سبب می‌شود که) انحراف پیدا کند، کنار بزند

عبارات و ترکیب‌ها

deflects attention

انحراف توجه

deflects criticism

انحراف انتقاد

deflects blame

انحراف تقصیر

deflects questions

انحراف سوالات

deflects impact

انحراف اثر

deflects light

انحراف نور

deflects heat

انحراف گرما

deflects force

انحراف نیرو

deflects energy

انحراف انرژی

جملات نمونه

he deflects criticism with humor.

او انتقاد را با طنز دفع می‌کند.

the shield deflects incoming projectiles.

سپر گلوله‌های ورودی را دفع می‌کند.

she deftly deflects unwanted attention.

او با مهارت توجه ناخواسته را دفع می‌کند.

the manager deflects questions about layoffs.

مدیر سوالات مربوط به تعدیل نیروها را دفع می‌کند.

he deflects blame onto his colleagues.

او تقصیر را به گردن همکاران خود می‌اندازد.

the car's design deflects wind resistance.

طراحی خودرو مقاومت هوا را دفع می‌کند.

she deflects compliments with modesty.

او تعارفات را با تواضع دفع می‌کند.

he deflects the ball with precision.

او توپ را با دقت دفع می‌کند.

the politician deflects criticism by changing the topic.

سیاستمدار با تغییر موضوع انتقاد را دفع می‌کند.

she uses humor to deflect tension in the room.

او از طنز برای دفع تنش در اتاق استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید