diverts

[ایالات متحده]/dɪˈvɜːts/
[بریتانیا]/dɪˈvɜrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث تغییر جهت یا تمرکز شدن; سرگرم کردن یا حواس را پرت کردن; تغییر استفاده از بودجه، مواد و غیره.
n. انتقال تماس

عبارات و ترکیب‌ها

diverts attention

حواس را پرت می‌کند

diverts resources

اختصاص منابع

diverts traffic

انحراف ترافیک

diverts funds

انحراف بودجه

diverts energy

انحراف انرژی

diverts focus

انحراف تمرکز

diverts flow

انحراف جریان

diverts routes

انحراف مسیرها

diverts interest

انحراف علاقه

diverts conversation

انحراف مکالمه

جملات نمونه

she diverts her attention to more important tasks.

او توجه خود را به وظایف مهم‌تر منحرف می‌کند.

the river diverts around the large rock.

رودخانه در اطراف سنگ بزرگ منحرف می‌شود.

he diverts his energy into creative projects.

او انرژی خود را به پروژه‌های خلاقانه منحرف می‌کند.

the teacher diverts the students' focus during the lesson.

معلم توجه دانش‌آموزان را در طول درس منحرف می‌کند.

the road diverts traffic away from the construction site.

جاده ترافیک را از محل ساخت و ساز منحرف می‌کند.

she often diverts her friends with funny stories.

او اغلب دوستان خود را با داستان‌های خنده‌دار سرگرم می‌کند.

the charity event diverts funds to those in need.

رویداد خیریه بودجه را به نیازمندان منحرف می‌کند.

he diverts his thoughts from stress to relaxation.

او افکار خود را از استرس به آرامش منحرف می‌کند.

the app diverts users to related content.

برنامه کاربران را به محتوای مرتبط هدایت می‌کند.

the magician diverts the audience's attention with tricks.

یک شعبده‌باز توجه مخاطبان را با شعبده‌ها منحرف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید