defrosted

[ایالات متحده]/diːˈfrɒstɪd/
[بریتانیا]/diˈfrɔːstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی نقلی defrost

عبارات و ترکیب‌ها

defrosted meat

گوشت یخ‌زدایی شده

defrosted vegetables

سبزیجات یخ‌زدایی شده

defrosted fish

ماهی یخ‌زدایی شده

defrosted chicken

مرغ یخ‌زدایی شده

defrosted fruit

میوه یخ‌زدایی شده

defrosted dough

خمیر یخ‌زدایی شده

defrosted product

محصول یخ‌زدایی شده

defrosted shrimp

میگو یخ‌زدایی شده

defrosted items

مواد غذایی یخ‌زدایی شده

defrosted leftovers

غذاهای باقی‌مانده یخ‌زدایی شده

جملات نمونه

the defrosted chicken is ready to be cooked.

مرغ یخ‌زدایی آماده پخت است.

make sure the vegetables are defrosted before cooking.

مطمئن شوید که سبزیجات قبل از پخت یخ‌زدایی شده‌اند.

defrosted fish should be cooked immediately.

ماهی یخ‌زدایی شده باید بلافاصله پخته شود.

after being defrosted, the meat looks fresh.

بعد از یخ‌زدایی، گوشت تازه به نظر می‌رسد.

she forgot to take the defrosted food out of the fridge.

او فراموش کرد غذای یخ‌زدایی شده را از یخچال بیرون بیاورد.

defrosted items must be cooked within a few hours.

مواد غذایی یخ‌زدایی شده باید در عرض چند ساعت پخته شوند.

we need to prepare the defrosted ingredients for the recipe.

ما باید مواد اولیه یخ‌زدایی شده را برای دستور العمل آماده کنیم.

always check if the meat is fully defrosted before grilling.

همیشه قبل از گریل کردن بررسی کنید که گوشت کاملاً یخ‌زدایی شده باشد.

defrosted fruits can be used in smoothies.

میوه‌های یخ‌زدایی شده را می‌توان در اسموتی استفاده کرد.

he seasoned the defrosted shrimp before frying.

او میگوی یخ‌زدایی شده را قبل از سرخ کردن مزه‌دار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید