dehydrated

[ایالات متحده]/ˌdiːhaɪˈdreɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌdiːhaɪˈdreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از دست دادن مقدار زیادی آب

عبارات و ترکیب‌ها

dehydrated food

غذاي dehydrate شده

dehydrated fruit

میوه dehydrate شده

dehydrated vegetables

سبزیجات dehydrate شده

dehydrated powder

پودر dehydrate شده

dehydrated skin

پوست dehydrate شده

dehydrated body

بدن dehydrate شده

dehydrated cells

سلول‌های dehydrate شده

dehydrated samples

نمونه‌های dehydrate شده

dehydrated meat

گوشت dehydrate شده

dehydrated ingredients

مواد dehydrate شده

جملات نمونه

dehydrated fruits are a healthy snack.

میوه‌های خشک شده یک میان وعده سالم هستند.

he felt dehydrated after the long hike.

او بعد از پیاده‌روی طولانی احساس کم‌آبی کرد.

dehydrated skin can lead to discomfort.

پوست کم‌آب می‌تواند منجر به ناراحتی شود.

dehydrated vegetables can be used in soups.

سبزیجات خشک شده را می‌توان در سوپ استفاده کرد.

dehydrated food is convenient for camping.

غذاهای خشک شده برای کمپینگ مناسب هستند.

dehydrated athletes need to replenish fluids.

ورزشکاران کم‌آب باید آب بدن خود را جبران کنند.

she noticed her plants looked dehydrated.

او متوجه شد گیاهانش کم‌آب به نظر می‌رسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید