dehydrates quickly
به سرعت تعریق میکند
dehydrates the skin
پوست را تعریق میکند
dehydrated after exercise
پس از ورزش تعریق شده است
dehydrates the body
بدن را تعریق میکند
dehydrated and tired
تعریق شده و خسته
dehydrates significantly
به طور محسوسی تعریق میکند
dehydrates over time
در طول زمان تعریق میکند
dehydrates the fruit
میوه را تعریق میکند
the desert sun quickly dehydrates anyone who isn't careful.
خورشید صحرا به سرعت افرادی را که دقت نکنند، از آب در میآورد.
food dehydrates to preserve it for longer storage.
غذای خشک شده برای نگهداری طولانیتر است.
excessive sweating dehydrates the body, especially during exercise.
تعریق زیاد بدن را از آب در میآورد، به ویژه در حین ورزش.
the hot weather dehydrates plants and animals alike.
هوای گرم هم گیاهان و هم حیوانات را از آب در میآورد.
remember to drink plenty of water to avoid becoming dehydrated.
به یاد داشته باشید که مقدار زیادی آب بنوشید تا از از دست دادن آب جلوگیری کنید.
the process dehydrates the fruit, concentrating its flavor.
این فرآیند میوه را از آب در میآورد و طعم آن را تمرکز میکند.
diarrhea can severely dehydrates a person, requiring immediate attention.
تبریک میتواند یک فرد را به شدت از آب در بیاورد و نیاز به توجه فوری دارد.
we use a food dehydrator to make dried fruit snacks.
ما از یک خشککن غذایی برای ساخت نانوایی میوه خشک استفاده میکنیم.
the air conditioner helps to prevent the house from dehydrating.
مکانیزム تهویهگر به جلوگیری از از دست دادن آب خانه کمک میکند.
prolonged exposure to the sun dehydrates the skin.
معرض طولانی مدت به خورشید پوست را از آب در میآورد.
the machine dehydrates the milk to create powdered milk.
این ماشین شیر را از آب در میآورد تا شیر پودر ایجاد کند.
dehydrates quickly
به سرعت تعریق میکند
dehydrates the skin
پوست را تعریق میکند
dehydrated after exercise
پس از ورزش تعریق شده است
dehydrates the body
بدن را تعریق میکند
dehydrated and tired
تعریق شده و خسته
dehydrates significantly
به طور محسوسی تعریق میکند
dehydrates over time
در طول زمان تعریق میکند
dehydrates the fruit
میوه را تعریق میکند
the desert sun quickly dehydrates anyone who isn't careful.
خورشید صحرا به سرعت افرادی را که دقت نکنند، از آب در میآورد.
food dehydrates to preserve it for longer storage.
غذای خشک شده برای نگهداری طولانیتر است.
excessive sweating dehydrates the body, especially during exercise.
تعریق زیاد بدن را از آب در میآورد، به ویژه در حین ورزش.
the hot weather dehydrates plants and animals alike.
هوای گرم هم گیاهان و هم حیوانات را از آب در میآورد.
remember to drink plenty of water to avoid becoming dehydrated.
به یاد داشته باشید که مقدار زیادی آب بنوشید تا از از دست دادن آب جلوگیری کنید.
the process dehydrates the fruit, concentrating its flavor.
این فرآیند میوه را از آب در میآورد و طعم آن را تمرکز میکند.
diarrhea can severely dehydrates a person, requiring immediate attention.
تبریک میتواند یک فرد را به شدت از آب در بیاورد و نیاز به توجه فوری دارد.
we use a food dehydrator to make dried fruit snacks.
ما از یک خشککن غذایی برای ساخت نانوایی میوه خشک استفاده میکنیم.
the air conditioner helps to prevent the house from dehydrating.
مکانیزム تهویهگر به جلوگیری از از دست دادن آب خانه کمک میکند.
prolonged exposure to the sun dehydrates the skin.
معرض طولانی مدت به خورشید پوست را از آب در میآورد.
the machine dehydrates the milk to create powdered milk.
این ماشین شیر را از آب در میآورد تا شیر پودر ایجاد کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید