sweat

[ایالات متحده]/swet/
[بریتانیا]/swet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. باعث شدن کسی عرق کند؛ سخت کار کردن کسی؛ بهره‌برداری کردن؛ با عرق کردن تسکین دادن
n. عرق؛ اضطراب؛ قطرات آب
vi. عرق کردن؛ سخت کار کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsweats
صفت یا فعل حال استمراریsweating
جمعsweats
قسمت سوم فعلsweated
زمان گذشتهsweated

عبارات و ترکیب‌ها

beads of sweat

مهره‌های عرق

sweat it out

عرق کردن و گذراندن

cold sweat

عرق سرد

sweat stains

لکه های عرق

sweat glands

غدد عرق

sweat dripping

چکیدن عرق

sweat-drenched

خیس عرق

wiping off sweat

پاک کردن عرق

sweat trickling down

عرق که به آرامی پایین می آید

no sweat

مشکلی نیست

night sweat

عرق شب

sweat gland

غده عرق

sweat blood

عرق و خون

sweat pore

منافذ عرق

sweat shirt

پیراهن ورزشی گرمکن

sweat suit

لباس ورزشی ضد تعریق

جملات نمونه

a sweater that pills.

یک ژاکت که پرز می‌دهد.

sweat out an examination.

امتحان را با عرق کردن پشت سر بگذارید.

Sweat is also an excretion.

تعریق نیز یک ترشح است.

a sweater with long sleeves.

یک ژاکت با آستین بلند.

sweat tops and bottoms.

بالا و پایین های ورزشی.

he was sweating profusely.

او به شدت عرق می‌کرد.

He shall sweat for it.

او برای آن عرق خواهد کرد.

They had to live by the sweat of their brow.

آنها مجبور بودند با عرق جبین زندگی کنند.

the reek of stale sweat;

بوی نامطبوع عرق کهنه;

The flowers sweat dew.

گل‌ها عرق شبنم می‌دهند.

a sweater in four-ply acrylic.

یک ژاکت از جنس اکریلیک چهار رشته

wearing a sloppy sweater and jeans.

پوشیدن یک ژاکت نامرتب و شلوار جین.

the tyre is sweated on to the wooden parts.

لاستیک به قسمت های چوبی چسبانده می شود.

the sweat was worse though he was wringing.

عرق بدتر بود اگرچه او دست هایش را می چرخاند.

The sweater fits you quick.

ژاکت به سرعت به شما اندازه می شود.

sweat away two pounds in tropics

در مناطق گرمسیری دو پوند عرق کنید.

sweat out one's final grades.

نمره نهایی خود را با عرق کردن پشت سر بگذارید.

He was sweating like a bullock.

او مثل گاو عرق می کرد.

Sweat exudes through the pores.

عرق از طریق منافذ خارج می‌شود.

our sweater comes in two colourways.

ژاکت ما در دو طرح رنگی عرضه می شود.

نمونه‌های واقعی

And so is your sweat. Sweet sweat.

و همین‌طور عرق شما. عرق شیرین.

منبع: Black Swan Selection

I'm earning myself sweat and sore shoulders.

من دارم عرق و شانه‌های درد گرفته را به دست می‌آورم.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

He's made hard metal sweat with the exertion of killing.

او با تلاش برای کشتن، عرق فلز سخت تولید کرده است.

منبع: BBC documentary "Civilization"

Female subjects then smelled the sweat, while the scientists recorded their facial expressions.

موضوعات زنانه سپس عرق را بو کردند، در حالی که دانشمندان حالات چهره آنها را ثبت کردند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening March 2013 Collection

They crawled quicker. Sweat poured off them.

آنها سریعتر خزیده بودند. عرق از آنها سرازیر شد.

منبع: The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

Was she, uh -- was she sweating?

آیا او، اوه -- آیا او عرق می‌کرد؟

منبع: English little tyrant

It's great fun and good to have some sweat.

این سرگرم کننده است و داشتن کمی عرق خوب است.

منبع: New TOEFL Speaking Golden 80 Questions

The sweat made them constantly slip down.

عرق باعث می‌شد که آنها دائماً سر می‌خوردند.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Mundungus stank of stale sweat and tobacco smoke.

مونگوس بوی تعفن عرق کهنه و دود تنباکو می‌داد.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Walking the kids home was no sweat.

رساندن بچه‌ها به خانه بدون مشکلی بود.

منبع: Diary of a Little Kid 1: Haunted House Ideas

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید