| صفت یا فعل حال استمراری | delaying |
certain banks are to be rapped for delaying interest rate cuts.
برخی از بانکها به دلیل تأخیر در کاهش نرخ بهره مورد انتقاد قرار خواهند گرفت.
They’re playing a waiting game, delaying their own offer until they know what the others are offering.
آنها در حال بازی منتظرنشینی هستند و پیشنهاد خود را تا زمانی که بدانند دیگران چه چیزی ارائه میدهند، به تأخیر میاندازند.
AIM: To investigate revised Baduanjin's healthy effect on delaying the intellectual aging, and compare with the effect of general morning exercise in old people.
هدف: بررسی اثرات اصلاح شده تمرین بدو جین بر تاخیر در پیری ذهنی و مقایسه آن با اثر ورزش صبحانه عمومی در افراد مسن.
avoid delaying the decision
از به تعویق انداختن تصمیم خودداری کنید.
stop delaying and take action
از به تعویق انداختن دست بردارید و اقدام کنید.
procrastination is delaying progress
به تعویق انداختن کارها باعث تأخیر در پیشرفت میشود.
delaying tactics won't work here
حملات به تعویق انداختن اینجا جواب نمیدهد.
he's always delaying important tasks
او همیشه وظایف مهم را به تعویق میاندازد.
the company is delaying the project deadline
شرکت مهلت پروژه را به تعویق انداخته است.
avoid delaying the project completion
از به تعویق انداختن اتمام پروژه خودداری کنید.
stop delaying the meeting schedule
از به تعویق انداختن برنامه جلسه دست بردارید.
delaying the payment will result in penalties
به تعویق انداختن پرداخت منجر به جریمه خواهد شد.
certain banks are to be rapped for delaying interest rate cuts.
برخی از بانکها به دلیل تأخیر در کاهش نرخ بهره مورد انتقاد قرار خواهند گرفت.
They’re playing a waiting game, delaying their own offer until they know what the others are offering.
آنها در حال بازی منتظرنشینی هستند و پیشنهاد خود را تا زمانی که بدانند دیگران چه چیزی ارائه میدهند، به تأخیر میاندازند.
AIM: To investigate revised Baduanjin's healthy effect on delaying the intellectual aging, and compare with the effect of general morning exercise in old people.
هدف: بررسی اثرات اصلاح شده تمرین بدو جین بر تاخیر در پیری ذهنی و مقایسه آن با اثر ورزش صبحانه عمومی در افراد مسن.
avoid delaying the decision
از به تعویق انداختن تصمیم خودداری کنید.
stop delaying and take action
از به تعویق انداختن دست بردارید و اقدام کنید.
procrastination is delaying progress
به تعویق انداختن کارها باعث تأخیر در پیشرفت میشود.
delaying tactics won't work here
حملات به تعویق انداختن اینجا جواب نمیدهد.
he's always delaying important tasks
او همیشه وظایف مهم را به تعویق میاندازد.
the company is delaying the project deadline
شرکت مهلت پروژه را به تعویق انداخته است.
avoid delaying the project completion
از به تعویق انداختن اتمام پروژه خودداری کنید.
stop delaying the meeting schedule
از به تعویق انداختن برنامه جلسه دست بردارید.
delaying the payment will result in penalties
به تعویق انداختن پرداخت منجر به جریمه خواهد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید