delicatessen

[ایالات متحده]/ˌdelɪkə'tes(ə)n/
[بریتانیا]/ˌdɛlɪkə'tɛsn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فروشگاهی که کالباس و گوشت‌های درمان شده می‌فروشد
Word Forms

جملات نمونه

delicatessen food; delicatessen counters.

غذاهای آماده؛ پیشخوان‌های دلی‌سس

Delicatessen usually require little preparation for serving.

دلی‌سس‌ها معمولاً برای سرو کردن به آماده‌سازی کمی نیاز دارند.

The delicatessen closes at nine o'clock.

دلی‌سس ساعت نه تعطیل می‌شود.

I bought some cheese and cold cuts at the delicatessen.

من پنیر و غذای سردی را از دلی‌سس خریدم.

The delicatessen offers a variety of imported meats and cheeses.

دلی‌سس انواع گوشت و پنیر وارداتی ارائه می‌دهد.

She picked up some olives and pickles from the delicatessen.

او زیتون و خیارشور از دلی‌سس برداشت.

The delicatessen is known for its fresh salads and sandwiches.

دلی‌سس به خاطر سالادها و ساندویچ‌های تازه خود مشهور است.

I love browsing the specialty foods at the delicatessen.

من عاشق مرور غذاهای تخصصی در دلی‌سس هستم.

The delicatessen also sells gourmet chocolates and pastries.

دلی‌سس همچنین شکلات‌های گورو و شیرینی‌جات می‌فروشد.

We often grab a quick lunch from the delicatessen during work breaks.

ما اغلب در زمان استراحت کاری یک ناهار سریع از دلی‌سس می‌گیریم.

The delicatessen is a popular spot for foodies looking for quality ingredients.

دلی‌سس یک مکان محبوب برای عاشقان غذا که به دنبال مواد با کیفیت هستند، است.

They source their meats and cheeses from local farms for the delicatessen.

آنها گوشت و پنیر خود را برای دلی‌سس از مزارع محلی تهیه می‌کنند.

The delicatessen is a great place to pick up a quick meal or snack.

دلی‌سس یک مکان عالی برای گرفتن یک وعده غذایی یا میان وعده سریع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید