butcher

[ایالات متحده]/ˈbʊtʃə(r)/
[بریتانیا]/ˈbʊtʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کشتن
n. کشتارچی
Word Forms
زمان گذشتهbutchered
قسمت سوم فعلbutchered
شکل سوم شخص مفردbutchers
صفت یا فعل حال استمراریbutchering
جمعbutchers

جملات نمونه

He is a butcher by trade.

او یک قصاب به عنوان شغل است.

They butchered the prisoners.

آنها زندانیان را مثله کردند.

butcher a project; butchered the language.

یک پروژه را خراب کنید؛ زبان را خراب کردند.

let's take a butcher's at those bugs.

بیایید نگاهی به آن اشکالات بیندازیم.

the meat went to the butcher opposite the farm.

گوشت به قصابی در مقابل مزرعه رفت.

There was a butcher's shop alongside the theatre.

یک مغازه قصابی در کنار تئاتر وجود داشت.

A butcher needs sharp knives.

یک قصاب به چاقوهای تیز نیاز دارد.

Mother went to the butcher's yesterday.

مادر دیروز به مغازه قصابی رفت.

The butcher will trust us for the meat.

قصاب گوشت را به ما اعتماد خواهد کرد.

A rapist butchered his victim with a razor.

یک آدم‌ربا قربانی خود را با تیغ‌خنجر مثله کرد.

the film was butchered by the studio that released it.

فیلم توسط استودیویی که آن را منتشر کرد، خراب شد.

Butcher has been scouting for United.

باچر برای منچستر یونایتد بررسی کرده است.

The tailor has butchered this suit.

خیاط این کت و شلوار را خراب کرده است.

Come over here and have a butcher’s at this!

اینجا بیا و نگاهی به این بینداز!

He was as great a butcher as the world has been.

او به اندازه یک قصاب بزرگ بود که جهان تا به حال دیده است.

نمونه‌های واقعی

Certainly. When a pig is to be butchered, everybody helps.

مطمئناً. وقتی خاری باید تکه تکه شود، همه کمک می‌کنند.

منبع: Charlotte's Web

So, to have a butcher's is cockney rhyming slang.

بنابراین، داشتن یک قصابی، اصطلاح عامیانه کوکنی است.

منبع: Grandpa and Grandma's English and American Pronunciation Class

There are other prep kitchens for butchering beef and cutting seafood.

آشپزخانه‌های آماده‌سازی دیگری برای تکه کردن گوشت گاو و برش دادن غذاهای دریایی وجود دارد.

منبع: Wall Street Journal

724. The wretched butcher clutched the needle and stitched it clumsily.

724. قصاب بدبخت سوزن را در دست گرفت و به طرز ناشیانه‌ای آن را دوخت.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

It's good for adding flavours but you have to trust your butcher.

برای افزودن طعم‌ها خوب است، اما باید به قصاب خود اعتماد کنید.

منبع: Victoria Kitchen

How did this giant mouth on legs become the dreaded butcher of the Cretaceous?

چگونه این دهان غول پیکر روی پاها به قصاب ترسناک دوره کرتاسه تبدیل شد؟

منبع: Discovery Channel: Battle of the Dinosaurs

The meat at this butcher's is always very fresh.

گوشت در این قصابی همیشه بسیار تازه است.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

Yes. I was. Were you at the butcher's, too?

بله. من بودم. آیا شما هم در قصابی بودید؟

منبع: New Concept English: British English Version, Book 1 (Translation)

You're thinking of our butcher -- Ray Eastman.

شما در حال فکر کردن به قصاب ما هستید -- ری ایستمن.

منبع: Modern Family Season 6

" If you can butcher a hippo, you can butcher pretty much anything, " he said.

" اگر بتوانید یک اسب آبی را تکه تکه کنید، تقریباً می توانید هر چیزی را تکه تکه کنید، " او گفت.

منبع: VOA Special February 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید