| شکل سوم شخص مفرد | demagnetizes |
| صفت یا فعل حال استمراری | demagnetizing |
| زمان گذشته | demagnetized |
| قسمت سوم فعل | demagnetized |
demagnetize tool
ابزار ازبینبردن مغناطیس
demagnetize process
فرآیند ازبینبردن مغناطیس
demagnetize method
روش ازبینبردن مغناطیس
demagnetize device
دستگاه ازبینبردن مغناطیس
demagnetize magnet
ازبینبردن مغناطیس آهنربا
demagnetize field
حوزه ازبینبردن مغناطیس
demagnetize effect
اثر ازبینبردن مغناطیس
demagnetize technique
تکنیک ازبینبردن مغناطیس
demagnetize equipment
تجهیزات ازبینبردن مغناطیس
demagnetize system
سیستم ازبینبردن مغناطیس
the technician will demagnetize the hard drive to ensure data security.
تکنسین هارد دیسک را برای اطمینان از امنیت داده ها، از مغناطیس زدایی خواهد کرد.
it is important to demagnetize the tools before using them on sensitive equipment.
قبل از استفاده از آنها روی تجهیزات حساس، از مغناطیس زدایی ابزارها مهم است.
after the experiment, we need to demagnetize the samples to avoid interference.
پس از آزمایش، ما باید نمونه ها را برای جلوگیری از تداخل، از مغناطیس زدایی کنیم.
demagnetizing the speaker is necessary to improve sound quality.
مغناطیس زدایی بلندگو برای بهبود کیفیت صدا ضروری است.
he used a special device to demagnetize the credit card.
او از یک دستگاه خاص برای از مغناطیس زدایی کارت اعتباری استفاده کرد.
to restore the compass accuracy, we must demagnetize it.
برای بازیابی دقت قطب نما، باید آن را از مغناطیس زدایی کنیم.
they decided to demagnetize the old tapes before archiving them.
آنها تصمیم گرفتند قبل از بایگانی آنها، نوارهای قدیمی را از مغناطیس زدایی کنند.
it's a good practice to demagnetize your tools regularly.
مغناطیس زدایی منظم ابزار شما یک روش خوب است.
demagnetizing the refrigerator magnets can prolong their lifespan.
مغناطیس زدایی آهنرباهای یخچال می تواند عمر آنها را طولانی کند.
the scientist explained how to demagnetize the experimental setup.
دانشمند توضیح داد که چگونه تنظیمات آزمایش را از مغناطیس زدایی کنیم.
demagnetize tool
ابزار ازبینبردن مغناطیس
demagnetize process
فرآیند ازبینبردن مغناطیس
demagnetize method
روش ازبینبردن مغناطیس
demagnetize device
دستگاه ازبینبردن مغناطیس
demagnetize magnet
ازبینبردن مغناطیس آهنربا
demagnetize field
حوزه ازبینبردن مغناطیس
demagnetize effect
اثر ازبینبردن مغناطیس
demagnetize technique
تکنیک ازبینبردن مغناطیس
demagnetize equipment
تجهیزات ازبینبردن مغناطیس
demagnetize system
سیستم ازبینبردن مغناطیس
the technician will demagnetize the hard drive to ensure data security.
تکنسین هارد دیسک را برای اطمینان از امنیت داده ها، از مغناطیس زدایی خواهد کرد.
it is important to demagnetize the tools before using them on sensitive equipment.
قبل از استفاده از آنها روی تجهیزات حساس، از مغناطیس زدایی ابزارها مهم است.
after the experiment, we need to demagnetize the samples to avoid interference.
پس از آزمایش، ما باید نمونه ها را برای جلوگیری از تداخل، از مغناطیس زدایی کنیم.
demagnetizing the speaker is necessary to improve sound quality.
مغناطیس زدایی بلندگو برای بهبود کیفیت صدا ضروری است.
he used a special device to demagnetize the credit card.
او از یک دستگاه خاص برای از مغناطیس زدایی کارت اعتباری استفاده کرد.
to restore the compass accuracy, we must demagnetize it.
برای بازیابی دقت قطب نما، باید آن را از مغناطیس زدایی کنیم.
they decided to demagnetize the old tapes before archiving them.
آنها تصمیم گرفتند قبل از بایگانی آنها، نوارهای قدیمی را از مغناطیس زدایی کنند.
it's a good practice to demagnetize your tools regularly.
مغناطیس زدایی منظم ابزار شما یک روش خوب است.
demagnetizing the refrigerator magnets can prolong their lifespan.
مغناطیس زدایی آهنرباهای یخچال می تواند عمر آنها را طولانی کند.
the scientist explained how to demagnetize the experimental setup.
دانشمند توضیح داد که چگونه تنظیمات آزمایش را از مغناطیس زدایی کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید