| قسمت سوم فعل | magnetized |
| زمان گذشته | magnetized |
| صفت یا فعل حال استمراری | magnetizing |
| شکل سوم شخص مفرد | magnetizes |
magnetize objects
جذب اجسام
magnetize materials
جذب مواد
magnetize iron
جذب آهن
magnetize steel
جذب فولاد
magnetize quickly
به سرعت مغناطیسی کردن
magnetize easily
به راحتی مغناطیسی کردن
magnetize strongly
به شدت مغناطیسی کردن
magnetize permanently
به طور دائم مغناطیسی کردن
magnetize with electricity
مغناطیسی کردن با برق
magnetize a surface
مغناطیسی کردن یک سطح
the scientist aimed to magnetize the metal for the experiment.
دانشمند قصد داشت فلز را برای آزمایش مغناطیسی کند.
they used a strong magnet to magnetize the iron filings.
آنها از یک آهنربای قوی برای مغناطیسی کردن خاکستر آهن استفاده کردند.
she hoped to magnetize the audience with her powerful speech.
او امیدوار بود با سخنرانی قدرتمند خود مخاطبان را مجذوب کند.
magnetizing the core is essential for the motor's efficiency.
مغناطیسی کردن هسته برای کارایی موتور ضروری است.
the artist tried to magnetize viewers with vibrant colors.
هنرمند تلاش کرد با رنگهای زنده بینندگان را مجذوب کند.
to magnetize the particles, they applied a strong magnetic field.
برای مغناطیسی کردن ذرات، آنها یک میدان مغناطیسی قوی اعمال کردند.
he wanted to magnetize his new business with innovative ideas.
او میخواست کسب و کار جدید خود را با ایدههای نوآورانه مجذوب کند.
magnetizing the steel can improve its durability.
مغناطیسی کردن فولاد میتواند دوام آن را بهبود بخشد.
they learned how to magnetize their products to attract customers.
آنها یاد گرفتند چگونه محصولات خود را برای جذب مشتریان مغناطیسی کنند.
the team worked hard to magnetize interest in their project.
تیم سخت برای جلب علاقه به پروژه آنها تلاش کرد.
magnetize objects
جذب اجسام
magnetize materials
جذب مواد
magnetize iron
جذب آهن
magnetize steel
جذب فولاد
magnetize quickly
به سرعت مغناطیسی کردن
magnetize easily
به راحتی مغناطیسی کردن
magnetize strongly
به شدت مغناطیسی کردن
magnetize permanently
به طور دائم مغناطیسی کردن
magnetize with electricity
مغناطیسی کردن با برق
magnetize a surface
مغناطیسی کردن یک سطح
the scientist aimed to magnetize the metal for the experiment.
دانشمند قصد داشت فلز را برای آزمایش مغناطیسی کند.
they used a strong magnet to magnetize the iron filings.
آنها از یک آهنربای قوی برای مغناطیسی کردن خاکستر آهن استفاده کردند.
she hoped to magnetize the audience with her powerful speech.
او امیدوار بود با سخنرانی قدرتمند خود مخاطبان را مجذوب کند.
magnetizing the core is essential for the motor's efficiency.
مغناطیسی کردن هسته برای کارایی موتور ضروری است.
the artist tried to magnetize viewers with vibrant colors.
هنرمند تلاش کرد با رنگهای زنده بینندگان را مجذوب کند.
to magnetize the particles, they applied a strong magnetic field.
برای مغناطیسی کردن ذرات، آنها یک میدان مغناطیسی قوی اعمال کردند.
he wanted to magnetize his new business with innovative ideas.
او میخواست کسب و کار جدید خود را با ایدههای نوآورانه مجذوب کند.
magnetizing the steel can improve its durability.
مغناطیسی کردن فولاد میتواند دوام آن را بهبود بخشد.
they learned how to magnetize their products to attract customers.
آنها یاد گرفتند چگونه محصولات خود را برای جذب مشتریان مغناطیسی کنند.
the team worked hard to magnetize interest in their project.
تیم سخت برای جلب علاقه به پروژه آنها تلاش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید