demersal

[ایالات متحده]/dɪˈmɜː.zəl/
[بریتانیا]/dɪˈmɜr.səl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زندگی یا وقوع در نزدیکی کف یک توده آب

عبارات و ترکیب‌ها

demersal fish

ماهی‌های بسترزی

demersal species

گونه‌های بسترزی

demersal trawl

تور کف‌نشین

demersal habitat

زیستگاه بسترزی

demersal zone

ناحیه‌ی بسترزی

demersal catch

صید بسترزی

demersal resources

منابع بسترزی

demersal fisheries

صید و پرورش ماهی‌های بسترزی

demersal organisms

آرگانیسم‌های بسترزی

demersal stocks

ذخایر ماهی‌های بسترزی

جملات نمونه

demersal fish are found near the bottom of the ocean.

ماهی‌های دم‌زی در نزدیکی کف اقیانوس یافت می‌شوند.

many demersal species are important for commercial fishing.

بسیاری از گونه‌های دم‌زی برای صید تجاری مهم هستند.

demersal habitats are crucial for marine biodiversity.

زیستگاه‌های دم‌زی برای تنوع زیستی دریایی حیاتی هستند.

scientists study demersal ecosystems to understand their dynamics.

دانشمندان اکوسیستم‌های دم‌زی را برای درک پویایی آن‌ها مطالعه می‌کنند.

overfishing can threaten demersal fish populations.

ماهیگیری بیش از حد می‌تواند جمعیت ماهی‌های دم‌زی را تهدید کند.

demersal trawling can impact the seafloor environment.

تراولینگ دم‌زی می‌تواند بر محیط زیست کف دریا تأثیر بگذارد.

some demersal species migrate during spawning season.

برخی از گونه‌های دم‌زی در طول فصل تخم‌ریزی مهاجرت می‌کنند.

research on demersal fish contributes to sustainable fishing practices.

تحقیقات در مورد ماهی‌های دم‌زی به شیوه‌های صید پایدار کمک می‌کند.

demersal zones are rich in nutrients and support diverse life.

مناطق دم‌زی غنی از مواد مغذی هستند و از زندگی متنوع پشتیبانی می‌کنند.

monitoring demersal populations helps assess ocean health.

نظارت بر جمعیت‌های دم‌زی به ارزیابی سلامت اقیانوس کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید