demobilise

[ایالات متحده]/di:'məubilaiz/
[بریتانیا]/diˈmobəˌlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. (نیروها را) به زندگی غیرنظامی بازگرداندن؛ آزاد کردن.

نمونه‌های واقعی

The infection spread to members of the Kenyan Carrier Corps, who were just about to be demobilised.

عفونت به اعضای هنگ حاملان کنیا گسترش یافت که درست قبل از خلع خدمت بودند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Millions of men had suddenly been demobilised from the army and paramilitary groups were forming everywhere.

میلیون‌ها مرد به طور ناگهانی از ارتش خلع خدمت شدند و گروه‌های شبه نظامی در همه جا در حال تشکیل بودند.

منبع: Character Profile

In the years following the war many American units waiting to demobilise built their own monuments dotted around the European countryside in a haphazard, uncoordinated fashion.

در سال‌های بعد از جنگ، بسیاری از واحدهای آمریکایی که منتظر خلع خدمت بودند، بنای یادبود خود را به روشی نامنظم و غیرهماهنگ در سراسر فضای روستایی اروپا ساختند.

منبع: Character Profile

The rest of the men would have to be transported back to the United States and demobilised, while their spare supplies could go towards the reconstructing Europe after the wartime devastation.

بقیه مردان باید به ایالات متحده بازگردانده و خلع خدمت شوند، در حالی که لوازم یدکی آنها می‌توانست به بازسازی اروپا پس از ویرانی جنگ کمک کند.

منبع: Character Profile

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید