demobilized troops
نیروی غیرنظامی شده
demobilized soldiers
سربازان غیرنظامی شده
demobilized forces
نیروی نظامی غیرنظامی شده
demobilized units
واحد های غیرنظامی شده
demobilized personnel
پرسنل غیرنظامی شده
demobilized army
ارتش غیرنظامی شده
demobilized combatants
جنگسالاران غیرنظامی شده
demobilized reserves
ذخیره های غیرنظامی شده
demobilized veterans
سربازان بازنشسته غیرنظامی شده
demobilized status
وضعیت غیرنظامی شده
the soldiers were demobilized after the war ended.
سربازان پس از پایان جنگ از خدمت جدا شدند.
many veterans feel lost after being demobilized.
بسیاری از جانبازان پس از از کار افتادن احساس گمراهی میکنند.
he was demobilized from the army last year.
او سال گذشته از ارتش جدا شد.
demobilized troops often face challenges reintegrating into civilian life.
نیروهای جدا شده اغلب با چالشهایی در بازگشت به زندگی مدنی روبرو هستند.
after being demobilized, she started a new career.
پس از از کار افتادن، او یک شغل جدید شروع کرد.
he received a certificate upon being demobilized.
او پس از از کار افتادن گواهی دریافت کرد.
demobilized personnel are eligible for various benefits.
پرسنل جدا شده واجد شرایط دریافت مزایای مختلف هستند.
the government provides support for demobilized soldiers.
دولت از سربازان جدا شده حمایت میکند.
she felt a sense of relief when she was finally demobilized.
وقتی او بالاخره از خدمت جدا شد، احساس راحتی کرد.
demobilized forces need assistance to adapt to civilian life.
نیروهای جدا شده به کمک برای سازگاری با زندگی مدنی نیاز دارند.
demobilized troops
نیروی غیرنظامی شده
demobilized soldiers
سربازان غیرنظامی شده
demobilized forces
نیروی نظامی غیرنظامی شده
demobilized units
واحد های غیرنظامی شده
demobilized personnel
پرسنل غیرنظامی شده
demobilized army
ارتش غیرنظامی شده
demobilized combatants
جنگسالاران غیرنظامی شده
demobilized reserves
ذخیره های غیرنظامی شده
demobilized veterans
سربازان بازنشسته غیرنظامی شده
demobilized status
وضعیت غیرنظامی شده
the soldiers were demobilized after the war ended.
سربازان پس از پایان جنگ از خدمت جدا شدند.
many veterans feel lost after being demobilized.
بسیاری از جانبازان پس از از کار افتادن احساس گمراهی میکنند.
he was demobilized from the army last year.
او سال گذشته از ارتش جدا شد.
demobilized troops often face challenges reintegrating into civilian life.
نیروهای جدا شده اغلب با چالشهایی در بازگشت به زندگی مدنی روبرو هستند.
after being demobilized, she started a new career.
پس از از کار افتادن، او یک شغل جدید شروع کرد.
he received a certificate upon being demobilized.
او پس از از کار افتادن گواهی دریافت کرد.
demobilized personnel are eligible for various benefits.
پرسنل جدا شده واجد شرایط دریافت مزایای مختلف هستند.
the government provides support for demobilized soldiers.
دولت از سربازان جدا شده حمایت میکند.
she felt a sense of relief when she was finally demobilized.
وقتی او بالاخره از خدمت جدا شد، احساس راحتی کرد.
demobilized forces need assistance to adapt to civilian life.
نیروهای جدا شده به کمک برای سازگاری با زندگی مدنی نیاز دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید