decommissioned ship
کشتی از رده خارج
decommissioned facility
امکانات از رده خارج
decommissioned equipment
تجهیزات از رده خارج
decommissioned weapon
سلاح از رده خارج
decommissioned site
محل از رده خارج
decommissioned reactor
راکتور از رده خارج
decommissioned pipeline
خط لوله از رده خارج
decommissioned project
پروژه از رده خارج
decommissioned system
سیستم از رده خارج
decommissioned aircraft
هواپیمای از رده خارج
the old factory was decommissioned last year.
کارخانه قدیمی سال گذشته از سرویس خارج شد.
many ships are decommissioned after years of service.
بسیاری از کشتیها پس از سالها خدمت از سرویس خارج میشوند.
the government decided to decommission the nuclear plant.
دولت تصمیم گرفت نیروگاه هستهای را از سرویس خارج کند.
after the accident, the equipment was immediately decommissioned.
پس از حادثه، تجهیزات بلافاصله از سرویس خارج شدند.
the military plans to decommission several outdated weapons.
ارتش قصد دارد سلاحهای قدیمی را از سرویس خارج کند.
once the project was completed, the site was decommissioned.
پس از اتمام پروژه، سایت از سرویس خارج شد.
they are working on a plan to decommission the old railway.
آنها در حال کار بر روی طرحی برای از سرویس خارج کردن خط راه آهن قدیمی هستند.
decommissioned vehicles are often sold for scrap.
خودروهای از سرویس خارج شده اغلب برای ضایعات فروخته میشوند.
the decommissioned satellite fell back to earth.
ماهواره از سرویس خارج شده به زمین بازگشت.
local authorities are responsible for decommissioning hazardous sites.
مقامات محلی مسئولیت از سرویس خارج کردن سایتهای خطرناک را بر عهده دارند.
decommissioned ship
کشتی از رده خارج
decommissioned facility
امکانات از رده خارج
decommissioned equipment
تجهیزات از رده خارج
decommissioned weapon
سلاح از رده خارج
decommissioned site
محل از رده خارج
decommissioned reactor
راکتور از رده خارج
decommissioned pipeline
خط لوله از رده خارج
decommissioned project
پروژه از رده خارج
decommissioned system
سیستم از رده خارج
decommissioned aircraft
هواپیمای از رده خارج
the old factory was decommissioned last year.
کارخانه قدیمی سال گذشته از سرویس خارج شد.
many ships are decommissioned after years of service.
بسیاری از کشتیها پس از سالها خدمت از سرویس خارج میشوند.
the government decided to decommission the nuclear plant.
دولت تصمیم گرفت نیروگاه هستهای را از سرویس خارج کند.
after the accident, the equipment was immediately decommissioned.
پس از حادثه، تجهیزات بلافاصله از سرویس خارج شدند.
the military plans to decommission several outdated weapons.
ارتش قصد دارد سلاحهای قدیمی را از سرویس خارج کند.
once the project was completed, the site was decommissioned.
پس از اتمام پروژه، سایت از سرویس خارج شد.
they are working on a plan to decommission the old railway.
آنها در حال کار بر روی طرحی برای از سرویس خارج کردن خط راه آهن قدیمی هستند.
decommissioned vehicles are often sold for scrap.
خودروهای از سرویس خارج شده اغلب برای ضایعات فروخته میشوند.
the decommissioned satellite fell back to earth.
ماهواره از سرویس خارج شده به زمین بازگشت.
local authorities are responsible for decommissioning hazardous sites.
مقامات محلی مسئولیت از سرویس خارج کردن سایتهای خطرناک را بر عهده دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید