decommissioned

[ایالات متحده]/ˌdiːkəˈmɪʃnd/
[بریتانیا]/ˌdiːkəˈmɪʃnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور رسمی از خدمت خارج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

decommissioned ship

کشتی از رده خارج

decommissioned facility

امکانات از رده خارج

decommissioned equipment

تجهیزات از رده خارج

decommissioned weapon

سلاح از رده خارج

decommissioned site

محل از رده خارج

decommissioned reactor

راکتور از رده خارج

decommissioned pipeline

خط لوله از رده خارج

decommissioned project

پروژه از رده خارج

decommissioned system

سیستم از رده خارج

decommissioned aircraft

هواپیمای از رده خارج

جملات نمونه

the old factory was decommissioned last year.

کارخانه قدیمی سال گذشته از سرویس خارج شد.

many ships are decommissioned after years of service.

بسیاری از کشتی‌ها پس از سال‌ها خدمت از سرویس خارج می‌شوند.

the government decided to decommission the nuclear plant.

دولت تصمیم گرفت نیروگاه هسته‌ای را از سرویس خارج کند.

after the accident, the equipment was immediately decommissioned.

پس از حادثه، تجهیزات بلافاصله از سرویس خارج شدند.

the military plans to decommission several outdated weapons.

ارتش قصد دارد سلاح‌های قدیمی را از سرویس خارج کند.

once the project was completed, the site was decommissioned.

پس از اتمام پروژه، سایت از سرویس خارج شد.

they are working on a plan to decommission the old railway.

آنها در حال کار بر روی طرحی برای از سرویس خارج کردن خط راه آهن قدیمی هستند.

decommissioned vehicles are often sold for scrap.

خودروهای از سرویس خارج شده اغلب برای ضایعات فروخته می‌شوند.

the decommissioned satellite fell back to earth.

ماهواره از سرویس خارج شده به زمین بازگشت.

local authorities are responsible for decommissioning hazardous sites.

مقامات محلی مسئولیت از سرویس خارج کردن سایت‌های خطرناک را بر عهده دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید