demolitionism

[ایالات متحده]/ˌdeməˈlɪʃənɪzəm/
[بریتانیا]/ˌdeməˈlɪʃənɪzəm/

ترجمه

n. عمل، فعالیت یا فرایند تخریب؛ تخریب سازوکارها یا ساختمان‌ها.؛ یک دیدگاه یا اصل که به طور سیستماتیک از سیستم‌های اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی موجود حمایت می‌کند یا آن‌ها را از بین می‌برد.؛ باور به اینکه پیشرفت نیاز به حذف کامل چارچوب‌های فعلی دارد تا چارچوب‌های جدید ایجاد شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

demolitionism philosophy

فیلософی تخریب

urban demolitionism

تخریب شهری

radical demolitionism

تخریب رادیکال

pure demolitionism

تخریب خالص

cultural demolitionism

تخریب فرهنگی

جملات نمونه

urban planners are debating the merits of aggressive demolitionism versus renovation.

طرح‌ریزی‌های شهری در مورد مزایای تخریب فعالانه در مقابل بازسازی بحث می‌کنند.

the demolitionism movement gained momentum in post-war architecture.

رخداد تحرک تخریب‌گری در معماری پس از جنگ قدرت گرفته است.

critics argue that unchecked demolitionism destroys cultural heritage.

انتقادات می‌گویند که تخریب‌گری بدون کنترل میراث فرهنگی را نابود می‌کند.

the city's demolitionism policy has transformed its skyline dramatically.

سیاست تخریب‌گری شهر به طور چشمگیری خطوط آسمان شهر را تغییر داده است.

some theorists advocate demolitionism as a form of creative destruction.

برخی نظریه‌پردازان تخریب‌گری را به عنوان یک شکل از تخریب خلاقانه توصیه می‌کنند.

environmental groups oppose excessive demolitionism for sustainability reasons.

گروه‌های محیط زیست به دلیل دلایل پایداری علیه تخریب‌گری بیش از حد مخالفت می‌کنند.

the philosophy of demolitionism challenges our attachment to physical structures.

فلسفه تخریب‌گری به وابستگی ما به ساختارهای فیزیکی چالش می‌آورد.

contemporary art embraced demolitionism as an expressive medium in the 1970s.

هنر معاصر در دهه 1970 از تخریب‌گری به عنوان یک رسانه بیان‌گر پذیرفته شد.

developers must balance economic growth with responsible demolitionism practices.

توسعه‌دهندگان باید رشد اقتصادی را با روش‌های مسئولانه تخریب‌گری تعادل دهند.

the extreme demolitionism of the 1960s left few historical buildings intact.

تخریب‌گری شدید دهه 1960 تعداد کمی از ساختمان‌های تاریخی را بدون آسیب باقی گذاشت.

preservationists successfully halted the demolitionism proposed for the historic district.

حفاظت‌گران با موفقیت اقدام به تخریب‌گری پیشنهاد شده برای منطقه تاریخی را متوقف کردند.

architectural demolitionism often sparks heated debates in community meetings.

تخریب‌گری معماری اغلب در جلسات جامعه مباحثات گرم را ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید