demons

[ایالات متحده]/[ˈdemənz]/
[بریتانیا]/[ˈdemənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارواح شیطانی؛ شیاطین؛ شخص یا چیز کاملاً منفور؛ یک تأثیر مداوم و آزاردهنده
v. آزار دادن یا شکنجه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fighting demons

مبارزه با شیاطین

inner demons

شیاطین درونی

chasing demons

تعقیب شیاطین

exorcising demons

دفع شیاطین

demons possessed

تسخیر شده توسط شیاطین

fear demons

ترس از شیاطین

defeat demons

شکست شیاطین

ancient demons

شیاطین باستانی

release demons

رها کردن شیاطین

haunted by demons

آزار دیدن از شیاطین

جملات نمونه

the villagers believed the forest was haunted by demons.

روستاییان معتقد بودند که جنگل توسط شیاطین تسخیر شده است.

he wrestled with his inner demons for years.

او سال‌ها با شیاطین درونی خود گلاویز بود.

the film depicted demons and angels battling for souls.

در فیلم، شیاطین و فرشتگان برای ارواح با هم می‌جنگیدند.

she exorcised the demons from the old house.

او شیاطین را از خانه قدیمی بیرون راند.

the politician faced accusations of demonic behavior.

آن سیاستمدار با اتهامات رفتارهای شیطانی روبرو شد.

he felt like he was possessed by demons during the nightmare.

او احساس می‌کرد که در طول کابوس توسط شیاطین تسخیر شده است.

the story explored the origins of demons in folklore.

داستان به بررسی ریشه‌های شیاطین در فولکلور می‌پرداخت.

they summoned demons to gain power and influence.

آن‌ها شیاطین را احضار کردند تا قدرت و نفوذ به دست آورند.

the artist used demonic imagery in their paintings.

هنرمند از تصاویر شیطانی در نقاشی‌های خود استفاده کرد.

the ritual was designed to banish all demons.

این آیین برای بیرون راندن همه شیاطین طراحی شده بود.

he was accused of dealing with demons for personal gain.

او به معامله با شیاطین برای منافع شخصی متهم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید