| قسمت سوم فعل | demystified |
| شکل سوم شخص مفرد | demystifies |
| زمان گذشته | demystified |
| صفت یا فعل حال استمراری | demystifying |
this book attempts to demystify technology.
این کتاب سعی میکند فناوری را غیرقابلفهم جلوه ندهد.
tonight's edition demystifies the how and why of television ratings.
نسخه امشب نحوه و دلیل رتبهبندی تلویزیون را غیرقابلفهم جلوه میدهد.
The guide, Pimp Your Vocab, aims to demystify the jargon used by teenagers and young people.
راهنما، Pimp Your Vocab، هدف آن غیرقابلفهم جلوه دادن اصطلاحات مورد استفاده نوجوانان و جوانان است.
The CIA’s philosophy is to demystify the cooking process by revealing the underpinnings of technique that form the foundation of all great meals.
فلسفه سیا (CIA) این است که با آشکار کردن اصول تکنیکی که پایه و اساس همه وعدههای غذایی عالی را تشکیل میدهند، فرآیند آشپزی را غیرقابلفهم جلوه ندهد.
demystify the process of starting a business
فرآیند شروع یک کسب و کار را غیرقابلفهم جلوه دهید.
it's important to demystify mental health
مهم است سلامت روان را غیرقابلفهم جلوه دهید.
demystify the world of finance
جهان مالی را غیرقابلفهم جلوه دهید.
teachers aim to demystify complex subjects
معلمین هدفشان غیرقابلفهم جلوه دادن موضوعات پیچیده است.
demystify the art of cooking
هنر آشپزی را غیرقابلفهم جلوه دهید.
the goal is to demystify technology for beginners
هدف غیرقابلفهم جلوه کردن فناوری برای مبتدیان است.
demystify the process of learning a new language
فرآیند یادگیری یک زبان جدید را غیرقابلفهم جلوه دهید.
scientists work to demystify the mysteries of the universe
دانشمندان برای غیرقابلفهم جلوه دادن اسرار جهان تلاش میکنند.
demystify the world of coding
جهان کدنویسی را غیرقابلفهم جلوه دهید.
the book aims to demystify the concept of happiness
هدف کتاب غیرقابلفهم جلوه دادن مفهوم شادی است.
this book attempts to demystify technology.
این کتاب سعی میکند فناوری را غیرقابلفهم جلوه ندهد.
tonight's edition demystifies the how and why of television ratings.
نسخه امشب نحوه و دلیل رتبهبندی تلویزیون را غیرقابلفهم جلوه میدهد.
The guide, Pimp Your Vocab, aims to demystify the jargon used by teenagers and young people.
راهنما، Pimp Your Vocab، هدف آن غیرقابلفهم جلوه دادن اصطلاحات مورد استفاده نوجوانان و جوانان است.
The CIA’s philosophy is to demystify the cooking process by revealing the underpinnings of technique that form the foundation of all great meals.
فلسفه سیا (CIA) این است که با آشکار کردن اصول تکنیکی که پایه و اساس همه وعدههای غذایی عالی را تشکیل میدهند، فرآیند آشپزی را غیرقابلفهم جلوه ندهد.
demystify the process of starting a business
فرآیند شروع یک کسب و کار را غیرقابلفهم جلوه دهید.
it's important to demystify mental health
مهم است سلامت روان را غیرقابلفهم جلوه دهید.
demystify the world of finance
جهان مالی را غیرقابلفهم جلوه دهید.
teachers aim to demystify complex subjects
معلمین هدفشان غیرقابلفهم جلوه دادن موضوعات پیچیده است.
demystify the art of cooking
هنر آشپزی را غیرقابلفهم جلوه دهید.
the goal is to demystify technology for beginners
هدف غیرقابلفهم جلوه کردن فناوری برای مبتدیان است.
demystify the process of learning a new language
فرآیند یادگیری یک زبان جدید را غیرقابلفهم جلوه دهید.
scientists work to demystify the mysteries of the universe
دانشمندان برای غیرقابلفهم جلوه دادن اسرار جهان تلاش میکنند.
demystify the world of coding
جهان کدنویسی را غیرقابلفهم جلوه دهید.
the book aims to demystify the concept of happiness
هدف کتاب غیرقابلفهم جلوه دادن مفهوم شادی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید