denominational church
کلیسا مذهبی
denominational differences
تفاوتهای مذهبی
denominational affiliation
وابستگی مذهبی
She belongs to a denominational church.
او به یک کلیسای فرقه ای تعلق دارد.
The denominational differences led to conflicts within the community.
تفاوت های فرقه ای منجر به درگیری در داخل جامعه شد.
He is a denominational leader in his church.
او یک رهبر فرقه ای در کلیسای خود است.
The denominational school offers a unique educational experience.
مدرسه فرقه ای یک تجربه آموزشی منحصر به فرد ارائه می دهد.
They adhere to denominational beliefs and practices.
آنها به باورها و روش های فرقه ای پایبند هستند.
The denominational affiliation of the organization is well-known.
وابستگی فرقه ای سازمان به خوبی شناخته شده است.
Denominational boundaries sometimes create barriers to cooperation.
مرزهای فرقه ای گاهی اوقات موانعی برای همکاری ایجاد می کنند.
The denominational conference will be held next month.
کنفرانس فرقه ای ماه آینده برگزار خواهد شد.
She is studying denominational history for her thesis.
او در حال مطالعه تاریخ فرقه ای برای پایان نامه خود است.
The denominational magazine publishes articles on various topics.
مجله فرقه ای مقالاتی در مورد موضوعات مختلف منتشر می کند.
The report said the denominational leaders had mishandled sex abuse claims and mistreated victims.
گزارش حاکی از آن بود که رهبران مذهبی سوء استفاده جنسی را دستکاری کرده و با قربانیان بدرفتاری کردهاند.
منبع: VOA Daily Standard August 2022 Collection" Denominational" refers to a particular type of church or religious organization.
"Denominational" به نوع خاصی از کلیسا یا سازمان مذهبی اشاره دارد.
منبع: 2009 ESLPoddenominational church
کلیسا مذهبی
denominational differences
تفاوتهای مذهبی
denominational affiliation
وابستگی مذهبی
She belongs to a denominational church.
او به یک کلیسای فرقه ای تعلق دارد.
The denominational differences led to conflicts within the community.
تفاوت های فرقه ای منجر به درگیری در داخل جامعه شد.
He is a denominational leader in his church.
او یک رهبر فرقه ای در کلیسای خود است.
The denominational school offers a unique educational experience.
مدرسه فرقه ای یک تجربه آموزشی منحصر به فرد ارائه می دهد.
They adhere to denominational beliefs and practices.
آنها به باورها و روش های فرقه ای پایبند هستند.
The denominational affiliation of the organization is well-known.
وابستگی فرقه ای سازمان به خوبی شناخته شده است.
Denominational boundaries sometimes create barriers to cooperation.
مرزهای فرقه ای گاهی اوقات موانعی برای همکاری ایجاد می کنند.
The denominational conference will be held next month.
کنفرانس فرقه ای ماه آینده برگزار خواهد شد.
She is studying denominational history for her thesis.
او در حال مطالعه تاریخ فرقه ای برای پایان نامه خود است.
The denominational magazine publishes articles on various topics.
مجله فرقه ای مقالاتی در مورد موضوعات مختلف منتشر می کند.
The report said the denominational leaders had mishandled sex abuse claims and mistreated victims.
گزارش حاکی از آن بود که رهبران مذهبی سوء استفاده جنسی را دستکاری کرده و با قربانیان بدرفتاری کردهاند.
منبع: VOA Daily Standard August 2022 Collection" Denominational" refers to a particular type of church or religious organization.
"Denominational" به نوع خاصی از کلیسا یا سازمان مذهبی اشاره دارد.
منبع: 2009 ESLPodلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید