densest

[ایالات متحده]/[ˈdɛnsɪst]/
[بریتانیا]/[ˈdɛnsɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار پرجمعیت; دارای چگالی بیشترین; حاوی مقدار بیشتری از چیزی در یک فضا مشخص
adv. به درجۀ بیشترین; بسیار چگال

عبارات و ترکیب‌ها

densest fog

ضخیم‌ترین بخاری

densest population

چگال‌ترین جمعیت

densely populated

خیلی چگال جمعیت دار

densest material

ضخیم‌ترین ماده

densest part

چگال‌ترین بخش

densest forest

چگال‌ترین جنگل

densely packed

خیلی چگال پک کردن

densest city

چگال‌ترین شهر

densest core

چگال‌ترین هسته

densest layer

چگال‌ترین لایه

جملات نمونه

the rainforest is the densest ecosystem on earth.

جنگل‌های گوجه‌ای چгу دیواره‌ای‌ترین اکوسیستم روی زمین است.

the city center is the densest part of town.

مرکز شهر چгу دیواره‌ای‌ترین بخش شهر است.

the fog was densest near the riverbank.

بخار آب در نزدیکی پایتخت رودخانه چгу دیواره‌ای‌ترین بود.

the population density is densest in this district.

چگالی جمعیت در این منطقه چгу دیواره‌ای‌ترین است.

the forest floor was densest with fallen leaves.

پایین جنگل با برگ‌های افتاده چгу دیواره‌ای‌ترین بود.

the smoke was densest around the campfire.

دود در اطراف آتش چادو چгу دیواره‌ای‌ترین بود.

the crowd was densest near the stage.

جمعیت در نزدیکی پلیسی چгу دیواره‌ای‌ترین بود.

the asteroid belt is not the densest region of space.

حوزهٔ اسکیت‌های چرخ‌دار چгу دیواره‌ای‌ترین منطقه فضا نیست.

the foam was densest at the top of the mixture.

پوسته در بالای مخلوط چгу دیواره‌ای‌ترین بود.

the soil was densest beneath the oak tree.

خاک زیر درخت گردو چгу دیواره‌ای‌ترین بود.

the plot is densest with symbolism and meaning.

داستان با نمادگرایی و معنی چгу دیواره‌ای‌ترین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید