dereliction

[ایالات متحده]/ˌderəˈlɪkʃn/
[بریتانیا]/ˌderəˈlɪkʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترک وظیفه یا مسئولیت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dereliction of duty

تکلیف‌گذاری

act of dereliction

عمل غفلت

جملات نمونه

The dereliction of duty led to serious consequences.

تکلیف‌گذاری و بی‌توجهی به وظایف منجر به عواقب جدی شد.

He was fired for dereliction of his responsibilities.

او به دلیل بی‌توجهی به وظایفش اخراج شد.

The abandoned building showed signs of dereliction.

ساختمان متروکه نشانه‌هایی از بی‌توجهی و فرسودگی داشت.

She accused him of dereliction of his promises.

او او را به بی‌توجهی به قول‌هایش متهم کرد.

Dereliction of manners is not tolerated in this establishment.

بی‌توجهی به آداب و رسوم در این مکان تحمل نمی‌شود.

The dereliction of public spaces is a growing concern in the city.

بی‌توجهی به فضاهای عمومی یک نگرانی رو به رشد در شهر است.

The dereliction of the company's ethical standards led to its downfall.

بی‌توجهی به استانداردهای اخلاقی شرکت منجر به سقوط آن شد.

He was reprimanded for his dereliction in following safety protocols.

او به دلیل بی‌توجهی به پروتکل‌های ایمنی تذکر داده شد.

The dereliction of the historic site angered preservationists.

بی‌توجهی به مکان تاریخی خشم فعالان حفظ محیط زیست را برانگیخت.

Dereliction of basic hygiene practices can lead to health issues.

بی‌توجهی به اصول بهداشتی پایه می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید