forsaking

[ایالات متحده]/fɔːˈseɪkɪŋ/
[بریتانیا]/fɔrˈseɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تسلیم شدن یا ترک چیزی؛ رد کردن یا انکار چیزی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

forsaking all

نادیده گرفتن همه چیز

forsaking hope

نادیده گرفتن امید

forsaking love

نادیده گرفتن عشق

forsaking dreams

نادیده گرفتن رویاها

forsaking duty

نادیده گرفتن وظیفه

forsaking trust

نادیده گرفتن اعتماد

forsaking family

نادیده گرفتن خانواده

forsaking freedom

نادیده گرفتن آزادی

forsaking peace

نادیده گرفتن صلح

forsaking truth

نادیده گرفتن حقیقت

جملات نمونه

he is forsaking his responsibilities for personal gain.

او مسئولیت‌های خود را برای کسب سود شخصی رها می‌کند.

forsaking her dreams was not an option for her.

رها کردن رویاهایش برای او یک گزینه نبود.

they are forsaking their old ways to embrace a new lifestyle.

آنها روش‌های قدیمی خود را رها می‌کنند تا یک سبک زندگی جدید را در آغوش بگیرند.

forsaking the past can lead to a brighter future.

رها کردن گذشته می‌تواند منجر به آینده‌ای روشن‌تر شود.

she felt guilty for forsaking her friends during tough times.

او به خاطر رها کردن دوستانش در زمان‌های سخت احساس گناه می‌کرد.

forsaking his principles, he chose to follow the crowd.

با رها کردن اصول خود، او تصمیم گرفت از جمعیت پیروی کند.

many people are forsaking traditional values in modern society.

بسیاری از مردم ارزش‌های سنتی را در جامعه مدرن رها می‌کنند.

forsaking comfort can sometimes lead to personal growth.

رها کردن آسایش گاهی اوقات می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

she is forsaking her fears to pursue her passions.

او ترس‌های خود را رها می‌کند تا به دنبال اشتیاق‌های خود باشد.

forsaking the familiar can be a daunting experience.

رها کردن آشنا می‌تواند یک تجربه ترسناک باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید