dermatology

[ایالات متحده]/ˌdɜːməˈtɒlədʒi/
[بریتانیا]/ˌdɜrməˈtɑlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاخه‌ای از پزشکی که به پوست و بیماری‌های آن می‌پردازد؛ مطالعه بیماری‌های پوستی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

clinical dermatology

درماتولوژی بالینی

cosmetic dermatology

درماتولوژی زیبایی

pediatric dermatology

درماتولوژی کودکان

medical dermatology

درماتولوژی پزشکی

dermatology clinic

کلینیک پوست و مو

dermatology specialist

متخصص پوست و مو

dermatology research

تحقیقات درماتولوژی

dermatology treatments

درمان‌های پوستی

dermatology services

خدمات پوست و مو

dermatology conference

کنفرانس پوست و مو

جملات نمونه

she decided to specialize in dermatology after medical school.

او تصمیم گرفت بعد از مدرسه پزشکی در رشته پوست‌شناسی تخصص کند.

dermatology is essential for treating skin conditions.

پوست‌شناسی برای درمان بیماری‌های پوستی ضروری است.

many dermatology clinics offer cosmetic procedures.

بسیاری از کلینیک‌های پوست‌شناسی خدمات زیبایی ارائه می‌دهند.

he is conducting research in dermatology to find new treatments.

او در حال انجام تحقیقات در زمینه پوست‌شناسی برای یافتن درمان‌های جدید است.

dermatology conferences often feature the latest advancements.

کنفرانس‌های پوست‌شناسی اغلب آخرین پیشرفت‌ها را به نمایش می‌گذارند.

understanding dermatology can help in skincare.

درک پوست‌شناسی می‌تواند در مراقبت از پوست کمک کند.

he wrote a book on dermatology for medical students.

او کتابی در مورد پوست‌شناسی برای دانشجویان پزشکی نوشت.

dermatology involves studying various skin diseases.

پوست‌شناسی شامل مطالعه بیماری‌های مختلف پوستی است.

she is passionate about dermatology and its impact on health.

او نسبت به پوست‌شناسی و تأثیر آن بر سلامتی مشتاق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید