derrière

[ایالات متحده]//dəˈrɪə(r)//
[بریتانیا]//dəˈrɪr//

ترجمه

prep. پشت; در پشت; در عقب
adv. پشت; در پشت; در عقب
adj. عقب; پشت; پس; پسین
n. پشت; پشت‌بند; پایین

عبارات و ترکیب‌ها

patting derrière

پاتینگ دِرِئِر

slapping derrière

سلاپینگ دِرِئِر

behind derrière

پشت دِرِئِر

kissing derrière

خُفْت کردن به دِرِئِر

biting derrière

چیستن دِرِئِر

squeezing derrière

فشار دادن به دِرِئِر

derrière workout

ورکاوت دِرِئِر

derrière exercises

تمرینات دِرِئِر

cute derrière

دِرِئِری زیبای

derrière massage

ماساژ دِرِئِر

جملات نمونه

the cat hid derrière the couch when it heard the loud thunder.

گربه وقتی که صدای برق زدگی را شنید، پشت مبل پنهان شد.

she sensed someone walking right derrière her on the quiet street.

او احساس کرد که کسی در پشت او در خیابان آرام پیاده می‌رود.

the beautiful garden is located derrière the historic stone church.

باغ زیبایی در پشت کلیسای سنگی تاریخی قرار دارد.

he promised to stay right derrière his teammate throughout the entire race.

او قول داد که در طول مسابقه به طور کامل در پشت هم تیمی خود باقی می‌ماند.

don't turn around and look derrière you in this spooky old mansion.

در این خانه قدیمی و مخيف، به پشت خود نگاه نکنید.

the hidden safe was discovered derrière a false panel on the wall.

صندوق مخفی در پشت یک پنل نمایشی روی دیوار کشف شد.

the shy kitten emerged from derrière the large armchair to explore.

گربه شجاع از پشت گردن چرخی بزرگ بیرون آمد تا کاوش کند.

the detective followed the suspect from behind, keeping carefully positioned derrière.

مقام انتظامی از پشت مشکوک دنبال می‌کرد و به دقت در پشت قرار گرفته بود.

if you insist on driving behind me, then please stay close derrière the lead car.

اگر اصرار دارید که پشت من رانندگی کنید، لطفاً نزدیک به ماشین رهبری بمانید.

the young prince always walked two steps behind his father, staying close derrière the royal carriage.

پسر بزرگ شاه همیشه دو گام پشت پدرش راه می‌رفت و نزدیک به عربه شاهی می‌ماند.

she placed the spare key derrière the decorative flower pot near the door.

او کلید اضافه را در پشت گلدان زیبای نزدیک درب قرار داد.

from behind the velvet curtain, curious eyes watched the mysterious performance.

از پشت پرده چرمی، چشمان علاقه‌مند به نمایش مرموز نگاه می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید