thighs

[ایالات متحده]/θaɪz/
[بریتانیا]/θaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع ران؛ قسمت بالایی پا؛ قسمت خوراکی پای مرغ

عبارات و ترکیب‌ها

strong thighs

ران‌های قوی

thighs workout

تمرین ران

thighs gap

فاصله ران

thighs burn

سوختن ران

thighs lift

بالا بردن ران

thighs massage

ماساژ ران

thighs size

اندازه ران

thighs strength

قدرت ران

thighs stretch

کشیدن ران

thighs pain

درد ران

جملات نمونه

she exercises her thighs every day at the gym.

او هر روز در باشگاه عضلان ران خود را تمرین می‌کند.

he has strong thighs from years of cycling.

او به دلیل سال‌ها دوچرخه‌سواری، عضلان ران قوی‌ای دارد.

the dancer's thighs were incredibly toned.

عضلان ران رقصنده به طرز باورانکی ورزیده بودند.

she felt a strain in her thighs after running.

او بعد از دویدن، احساس کشیدگی در عضلان ران خود کرد.

he applied ice to his sore thighs after the workout.

او بعد از تمرین، یخ را روی عضلان ران دردش گذاشت.

thighs are important for balance during physical activities.

عضلان ران برای حفظ تعادل در فعالیت‌های بدنی مهم هستند.

she wore shorts to show off her toned thighs.

او شلوارک پوشید تا عضلان ران ورزیده خود را به نمایش بگذارد.

he has a tattoo on his right thigh.

او یک تاتو روی ران راستش دارد.

squats are great for building thigh muscles.

اسکات برای ساختن عضلات ران عالی است.

she felt proud of her strong thighs after training.

او بعد از تمرین، به عضلان ران قوی خود افتخار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید